تبلیغات
اهل بیت علیهم السلام
تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1391 | 04:55 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

 

 

 

السلام علی من اتبع الهدی

 

از برادران و خواهران بكری و عُمَری كه حوصله به خرج می‌دهند و مطالب این وبلاگ را مطالعه می‌نمایند كمال تشكر را دارم . در ابتدا باید بگویم مطالبی كه به عرض می‌رسد با ذكر اسناد از كتب و منابع مخالفین می‌باشد . پس جای هیچگونه اعتراضی در آن نیست . و هدف از ذكر این مطالب آشنایی شما بزرگواران با بزرگان جماعت مخالفین و بیان مطاعن آن‌ها ست . تا همه بدانند كسانی كه این چنین زیسته‌اند و دشمنی با رسول الله صل الله علیه و آله و سلم و اهل بیت ایشان علیهم السلام كرده‌اند و بدون شایستگی علمی و ایمانی خود را در جایگاه آنان قرار داده‌اند و حق آنان را غصب نموده‌اند و به آن‌ها ظلم بسیار كرده‌اند و از حدود 1400 سال پیش مانع هدایت علمی و معنوی مردم و باعث گمراهی میلیاردها نفر بلكه بیشتر تاكنون شده‌اند ؛ شایسته احترام و بزرگداشت نیستند . و شایسته است همه از آن‌ها تبری جوییم و به حبل الهی كه همان امیرالمؤمنین حضرت علی و ائمه اطهار علیهم السلام هستند ، چنگ زنیم و تفرقه پیدا نكنیم كه این است وحدت واقعی مورد پسند خداوند و رسولش .

امید است مطالب این وبلاگ دریچه‌ای به سوی بصیرت و تعقل در قلب‌ها باز كند و نور ایمان را در قلب‌ها بتاباند تا به حول و قوه الهی تمام مردم عالم هدایت پیدا كرده و زمینه برای حكومت جهانی منجی عالم بشریت و آخرین امام هدایتگر ، ولی عصر و صاحب الزمان حضرت حجة ابن حسن عجل الله تعالی فرجه الشریف فراهم شود و پرچم هدایت به دست ایشان در سراسر عالم به احتزاز در آید .

دوستان عزیز ضمنا ما را از نظرات خود بی‌بهره نگذارید . تا بتوانیم در پیشبرد این اهداف والا قدم‌های بزرگتری برداریم .

 

و السلام علی عبادالله الصالحین و رحمةالله و بركاته




طبقه بندی: متفرقه،
برچسب ها: مذهب شیعه، ولایت اهل بیت (ع)، پیام، وحدت، وحدت واقعی، حبل الهی، حبل المتین، هدایت، امامت، اسلام واقعی،

تاریخ : یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 | 08:16 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

 

مقدمه :

موضوع تحریف قرآن از دیرباز توسط مخالفین شیعه به عنوان اتهامی بر مذهب حقه شیعه وارد شده است . غافل از آنکه هر چه که در احادیث موثق شیعه یافت می‌شود نوعی اختلاف قرائت است . این نوع قرائت که گاهی به نقصان حروف و یا کلماتی در قرآن فعلی اشاره دارد حقیقت قرآن کریم است که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده و توسط جانشینان بر حق او بیان شده است . تحریف هم عمدتا زمانی بر کتابی اطلاق می‌شود که مفاهیم کلی آن نابود شده و تشخیص حق از باطل در آن پوشیده بماند . اگر چه قرائت ائمه شیعه مقداری با قرائت قاریان قرآن تفاوت دارد - همان گونه که خود قاریان با یکدیگر اختلاف قرائت دارند - ولی با صرفنظر از آن و یا با وجود آن هرگز نمی‌شود عنوان تحریف قرآن را بر آن نهاد .

با این اوصاف تحقیقی در میان روایات جماعت عمریه انجام دادیم که با تعجب متوجه شدیم اعتقاد به تحریف قرآن در میان آنان بسیار شایع و ظاهر است . و نفهمیدیم چرا قبل از آنکه خود به فکر آیین خویش باشند انگشت اتهام را به سمت شیعه نشانه رفته‌اند . بنابراین تصمیم گرفتیم از کتاب مقدس الهی دفاع کرده و با رو کردن چنین مطالب موهومی بطلان اعتقاد جماعت بكریه و حقانیت قرآن کریم که هرگز در آن تحریفی صورت نگرفته را نشان دهیم .

1) اعتقاد جماعت عمریه به اینکه اکثر آیات قرآن حذف شده است :

ابن مردویه از عمر ابن خطاب نقل کرده که پیامبر(ص) گفت :

«قرآن یک میلیون و بیست و هفت هزار حرف است . هر کس آن را با صبر و تحمل بخواند خدا به هر حرفی یک حورالعین به او خواهد داد .» و این در حالی است که قرآن سیصد هزار و اندی حرف است . (1- الدرالمنثور ج 6 ص 422./2- مجمع الزوائد ج 7 ص 163./3- کنز العمال ج 1 ص 517 و541)

 

 

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن كریم، پاسخ به شبهات مخالفین، عمر بن خطاب، عایشه بنت ابوبكر، روایات جعلی جماعت عمریه،
برچسب ها: قرآن، تحریف قرآن، رضاعه كبیر، بز خوردن، حذف قرآن، نابود شدن قرآن، اصالت قرآن،

تاریخ : چهارشنبه 5 تیر 1392 | 04:25 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

[http://www.aparat.com/v/0ugao]
بعضی از جماعت عمریه و حتی متأسفانه بعضی از شیعه‌نماها معتقدند وهابیت با [به اصطلاح] اهل‌سنت متفاوت است اما به نظر من وهابیت همان مذهب [به اصطلاح] اهل‌سنت است به طور كامل و بدون هیچ كم و كاست ولی دیگر مذاهب [معروف به] اهل‌سنت ، مذاهبی هستند كه به طور مو به مو روایات [به اصطلاح] اهل‌سنت و صحاح سته را عمل نمی‌كنند .

برای روشن شدن مسئله به ادامه مطلب توجه فرمایید :


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات مخالفین، وهابیت،
برچسب ها: وهابیت، اهل سنت واقعی، پیرو واقعی عمر بن خطاب، صحاح سته، حقیقت اهل سنت، اهل سنت، كتب اهل سنت، جماعت عمریه،

تاریخ : دوشنبه 3 تیر 1392 | 08:44 ق.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

[http://www.aparat.com/v/b1X8x]
تحقیقی در باب عمر طولانی

اینکه کسی عمری طولانی داشته باشد ، چیزی نیست که خلاف عقل باشد. عقل سلیم اگر چیزی را نپذیرد ، بر عدم امکان آن ، برهان عقلی اقامه می‌کند ، پس به منکرین عمر طولانی باید گفت:« هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقین‏ ــ برهانتان را بیاورید اگر راست مى‌‏گویید. » اینکه چیزی بعید به نظر می‌رسد دلیل بر این نیست که غیر ممکن هم باشد. در همین جهان امروزی ما نیز موجوداتی زندگی می‌کنند که چندین هزار سال عمر کرده‌اند ؛ در حالی که دیگر همنوعان آنها عمرهای کوتاهی دارند. به چند مورد از این موجودات اشاره می شود:

ـ سرو ابرکوه

سرو ابرکوه یکی از میراث‌های طبیعی ایرانی می‌باشد که ثبت ملی شده است. این درخت غول پیکر در قسمت جنوب غربی شهر واقع شده و شهرت و اهمیت تاریخی به شهر ابرکوه داده است. متخصّصین عمر این درخت را چهارهزار سال و یا بیشتر تخمین زده‌اند. این درخت دارای تنه‌ای به قطر حدود 4/5 متر ، شاخه‌هایی به قطر 1/85 متر و ارتفاع 35 متر است.
عمر درخت سرو بطور طبیعی چیزی در حدود 150 سال است. پس عمر چهارهزار ساله این درخت غول پیکر ، بر خلاف روال عادی است. محیط رشد این درخت نیز تفاوتی با درختان اطراف خود ندارد.

ـ سرو منگاباد

سرو منگاباد یکی دیگر از میراث‌های طبیعی ایرانی می‌باشد که ثبت ملی شده است. این درخت کهنسال با عمر ۱۴۰۰ سال و قطر ۱۸۰ سانتیمتر در استان یزد شهرستان مهریز و شهر مهریز قرار دارد.

این سرو در محله منگاباد مهریز واقع در 9 كیلومتری مغرب شاهراه یزد به كرمان واقع است كه هم اكنون به عنوان یكی از آثار دیدنی مهریز مورد بازدید عموم مردم قرار می‌گیرد. ارتفاع این سرو 26 متر و محیط بدنه آن 5 متر می‌باشد.

ـ چنار کرخنگان

کرخنگان از توابع شهرستان خاتم و چنار کرخنگان با شماره ثبت ۱۰ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. این اثر با ۱۵۰۰ سال قدمت ۳۵۰ سانتیمتر قطر دارد . ارتفاع این درخت حدود ۲۰ متر و تنه درخت اصلی شکافته و به پنج قسمت تقسیم شده است و آثاری از سوختگی طبیعی در وسط تنه درخت دیده می‌شود.

مردم منطقه معتقدند که این درخت مقدس می‌باشد و هر صد سال یک بار خود به خود آتش می‌گیرد.

ـ چنار تنگ چنار

تنگ چنار از توابع مهریز در استان یزد، با شماره ثبت 11 قدمتی 1200 ساله دارد این چنار تک پایه 19 متر ارتفاع و 3 متر قطر و 11 شاخه فرعی دارد.رشد این درخت به تازگی کند شده و در قسمت درونی تنه نوعی چوب خوار یا موریانه مشهود است. این درخت از نظر موقعیت جغرافیایی در محاصره دو کوه واقع شده و از دیر باز محل استراحت مردم در ماه‌های گرم سال بوده است. مردم معتقدند که این درخت هر هزار سال یک بار آتش گرفته و دوباره احیاء می‌شود.

 

غیر از این درختان ، درختان تاریخی دیگری نیز در کشورهای دیگر وجود دارند که بعضی از آنها بالغ بر شش هزار سال عمر دارند.

ادامه مطلب

طبقه بندی: امام زمان(عج) در كتب جماعت عمریه، اهل بیت و فرزندان رسول خدا (ص)، پاسخ به شبهات مخالفین،
برچسب ها: توجیه، راز طول عمر، طول عمر امام زمان، تحقیق، طول عمر، طول عمر درختان، طول عمر جانوران، طول عمر انسان، انسان های عجیب،

تاریخ : یکشنبه 2 تیر 1392 | 06:30 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

[http://www.aparat.com/v/Fj61D]

استدلال بر وجود مهدی موعود

در اینکه مهدی موعود ظهور خواهد کرد، بین شیعه و جماعت عمریه اختلافی نیست. متعاقباً روایات این مطلب را از کتب مخالفین ذکر خواهیم نمود.

همچنین شکّ نیست که مهدی موعود بر امّت رسول خدا(ص) امامت خواهد داشت ؛ و رسول خدا(ص) به اطاعت او فرمان داده است. پس او جزء خلفای رسول الله(ص) می‌باشد؛ و می‌آید تا دین او را احیاء کند. این معنا نیز از روایاتی که خواهیم آورد به وضوح پیداست. او کسی است که طبق روایات جماعت بكریه، عیسی مسیح(ع) به او اقتدا خواهد نمود. پس یقیناً او یک رهبر عادی عرفی نیست.

از طرف دیگر، رسول خدا(ص) به صراحت فرموده‌اند که خلفای حضرتش دوازده نفر خواهند بود؛ نه بیش و نه کم . روایات این مطلب را هم از منابع مخالفین شیعه، متعاقباً بیان خواهیم نمود.

کار هدایت اوّلین خلیفه رسول خدا(ص) بعد از وفات حضرتش شروع می‌شود؛ و یکی بعد از دیگری می‌آیند تا نوبت به خلیفه دوازدهم برسد. لکن آن خلیفه دوازدهم که مهدی موعود می‌باشد، هنوز قیام نکرده است.

از طرف دیگر، شیعه و عمریه قائل به وجوب وجود امام می‌باشند؛ و قبول دارند که امّت، هیچگاه بی امام نمی‌تواند باشد؛ و تا قیامت خلفای رسول خدا(ص) به عنوان امام در میان امّت خواهند بود. حدیث نبوی مشهور نیز مؤیّد این معناست که: « مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة »

هر کس بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد با مرگ جاهلیّت مرده است.

از زمان پیامبر(ص) حدود هزار و چهارصد سال گذشته است؛ و در این مدّت طبق روایت نبوی، نباید بیش از دوازده خلیفه باشند.
پس یا آخرین آنها عمری طولانی کرده یا یکی از خلفای میانی عمر طولانی دارد. دوم قول نه سندی دارد و نه قائلی که اعتقادات درست داشته باشد. لذا اوّلی درست خواهد بود که مدّعای شیعه است و صدها روایت معتبر در منابع شیعه بر آن دلالت دارند.

 

ـ امّا روایاتی که در ضمن استدلال به آن اشاره نموده و قولشان را دادیم:

1) قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه [و آله] و سلم: « لو لم یبق من الدنیا إلا یوم لطوله اللّه عز و جل حتى یملك رجل من أهل بیتى یملك جبل الدیلم و القسطنطینیة. »

اگر از دنیا نمانده باشد مگر یک روز ، خدای عزّ و جلّ آن [روز] را طولانی می‌کند تا مردی از اهل بیت من ملک و سلطنت یابد. او بر کوه دیلم (البرز) و قسطنطینیه سلطه پیدا می‌کند.

(سنن ابن ماجة ، ج2 ، ص929 ــ کنزل العمال ، متّقی هندی ، ج14 ، ص267)

این روایت ، صراحت دارد که موعود آخر الزمان از نسل پیامبر (ص) است.

 

2) قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم: « المهدى منا أهل البیت یصلحه اللّه فى لیلة »

مهدی از ما اهل بیت است ، که خدا کار او را در یک شب درست می کند.

(مسند امام احمد حنبل ، ج1 ،ص84 ــ صحیح بخاری ، ج1 ، ص318 (فقط قسمت اول حدیث) )

در این حدیث که رئیس حنبلی‌ها نقل نموده و در معتبرترین کتاب جماعت عمریه ؛ یعنی صحیح بخاری نیز آمده ، مهدی جزء اهل بیت شمرده شده است.

 

3) « عن عبداللّه قال: بینما نحن عند رسول اللّه صلّى اللّه علیه [و آله] و سلم إذا أقبل فتیة من بنى‌هاشم فلما رآهم النبى صلّى اللّه علیه (و آله) و سلم اغرورقت عیناه و تغیر لونه قال: فقلت: ما نزال نرى فى وجهك شیئا نكرهه، فقال: إنا أهل بیت اختار اللّه لنا الآخرة على الدنیا، و إن أهل بیتى سیلقون بعدى بلاء و تشریدا و تطریدا حتى یأتى قوم من قبل المشرق معهم رایات سود فیسألون الخیر فلا یعطونه فیقاتلون فینصرون فیعطون ما سألوا فلا یقبلونه حتى یدفعوها إلى رجل من أهل بیتى فیملأها قسطا كما ملأوها جورا، فمن أدرك ذلك منهم فلیأتهم و لو حبوا على الثلج »

عبدالله روایت مى‏‌كند، هنگامى كه حضور رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شرفیاب بودیم، گروهى از جوانان بنى‌هاشم از آنجا عبور مى‏‌كردند، همین كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آنها را دید، دیدگانش اشک آلود شد و رنگ چهره مباركش تغییر كرد. عرض كردیم: یا رسول الله! آرزو مى‏‌كنیم كه هرگز چهره شما را غمناک و متأثر نبینیم! فرمود: ما خاندانى هستیم كه خداى تعالى آخرت را به جاى دنیا براى ما برگزیده است ؛ و من یقین دارم پس از درگذشت من، اهل بیتم گرفتار شكنجه امّتم قرار مى‌‏گیرند ، طوری كه آنها را از پاى درمى‌‏آورند و از شهرى به شهرى و از مكانى به مكان دیگر، آواره‏ مى‏‌سازند. و این رفتار را همواره ادامه مى‏‌دهند تا هنگامى كه مردمى از جانب مشرق با پرچم‌هاى سیاه ظهور مى‏‌كنند، اینان از مردم درخواست خیر مى‏‌كنند. مردم به آنها پاسخ درستى نمى‏‌دهند در نتیجه با آنها نبرد مى‏‌كنند و پیروز مى‏‌شوند. و آنچه را خواسته‏‌اند به آنها مى‏‌دهند لیكن آنها نمى‏‌پذیرند و بدین حال به سر مى‏‌برند تا اختیارات كامل را در دست مردى از اهل بیت من قرار دهند. او هم به حسب وظیفه‏‌اى كه دارد با مخالفان نبرد مى‏‌كند تا دنیا را همانطور كه بى‏‌عدالتى فراگرفته است، از عدل و داد لبریز سازد. اینك كسى كه آنها را دریابد دست از دامن آنها برندارد هر چند هم در شدت سرما و ناراحتى باشد.

(سنن ابن ماجه ، ج2، ص1366 ــ کنزل العمال ، متّقی هندی ، ج14 ، ص268)

در این روایت ، که به خاطر اشاره به مظلومیّت اهل بیت (ع) ، نقل آن از سوی مخالفین شیعه بسیار عجیب می‌باشد ، به صراحت بیان شده که موعود نهایی از اهل بیت (ع) می‌باشد. ضمناً منظور از « جانب مشرق » در این روایات ، طبق آنچه در دیگر روایات وارد شده ، منطقه خراسان می‌باشد ؛ که قیام آنها پیش در آمد قیام امام زمان(عج) خواهد بود.

 

4) عن النبى صلّى اللّه علیه [و آله] و سلم قال: « لو لم یبق من الدهر إلا یوم لبعث اللّه رجلا من أهل بیتى یملأها عدلا كما ملئت جورا. »

اگر از روزگار، جز یك روز باقى نمانده باشد، خداى تعالى مردى از اهل بیت مرا برمى‌‏گمارد تا دنیا را پر از عدل و داد نماید، همانطور كه پر از ظلم و جور شده است.

(مسند احمد حنبل ، ج1 ،ص99 ــ سنن ابی داود ،ج2 ، ص310 ــ کنزل العمال ، متّقی هندی ، ج14 ، ص267 ــ الجامع الصغیر ، سیوطی ، ج2 ،ص438)

در این روایت نیز موعود بشریّت جزء اهل بیت معرّفی شده است.

 

5) « عن أبى سعید الخدرى قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه [و آله] و سلم: لا تقوم الساعة حتى تملأ الأرض ظلما و جورا و عدوانا ثم یخرج من أهل بیتى من یملأها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و عدوانا، قال: هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین »

ابو سعید خدرى از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله روایت مى‌‏كند كه قیامت برپا نمى‏‌شود مگر زمانیكه روى زمین لبریز از ظلم و جور و عداوت و دشمنى شود، آنگاه شخصى از خاندان من قیام مى‏‌كند كه روى زمین را لبریز از عدل و داد مى‏‌سازد، در حالیكه پر از ظلم و عداوت شده است. » [حاكم نیشابوری] گوید: این حدیث طبق نظر «مسلم» و «بخارى» صحیح است.

(مستدرک علی الصحیحین ، حاکم نیشابوری ، ج4 ،ص 557 ــ مسند أحمد بن حنبل ، ج 3 ، ص 36)

 

6) قال رسول الله (ص) : « كیف أنت یا عوف إذا افترقت الأمة على ثلاث و سبعین فرقة واحدة منها فى الجنة و سائرهن فى النار ؟ قلت متی ذلک یا رسول الله ؟ قال اذا کثرت الشرط و ملکت الاماء و قعدت الجُمَلا علی المنابر و اتخذ القرآن مزامیراً و زخرفت المساجد و رفعت المنابر و اتخد الفیء دولا و الزکاة مغرماً و الامانة مغنماً و تفقه فی الدین لغیر الله و اطاع الرّجل امرأته و عق امّه و اقصی ابه و لعن آخر هذه الامّة اولها و ساد القبیلة فاسقهم و کان زعیم القوم ارذلهم و اکرم الرّجل اتقاء شره ، فیومئذ یکون ذاک فیه. یفزع الناس یومئذ الی الشام و الی مدینة یقال له دمشق ، من خیر مدن الشام ؛ فتحصنهم من عدوهم ، قیل: و هل تفتح الشام؟ قال بلی وشیکاً ، تقع الفتن بعد فتحها ثم تجئ فتنة غبراء مظلمة ثم تتبع الفتن بعضها بعضا حتى یخرج رجل من أهل بیتى یقال له المهدى فان أدركته فاتبعه و كن من المهتدین‏. »

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله خطاب به «عوف»، فرمود: اى عوف! چگونه خواهى بود زمانی که امّتم به هفتاد و سه فرقه تقسیم شوند ؛ که فقط یک فرقه از آنها بر حق‏ و اهل بهشتند و مابقى ـ هفتاد و دو فرقه دیگر ـ بر باطل و اهل دوزخند؟ گفتم: کی چنین خواهد شد ای رسول خدا؟ فرمود: آنگاه که شرط بندی رایج شود ؛ و بردگان حاکم شوند ؛ و گردن کلفتها بر منبر (مسند قضاوت) نشینند ؛ و قرآن را تبدیل به موسیقی کنند ؛ و مساجد طلاکاری شوند ؛ و منبرها بلند ساخته شوند ؛ و اموال عمومی را مال شخصی خود کنند ؛ و زکات دادن را غرامت (پول زور) شمارند ؛ و امانت را غنیمت بر دارند ؛ و در دین ژرف نگری شود ، امّا به خاطر خدا ؛ و مرد از زن خود اطاعت کند و عاقّ مادر خود شود و پدر خود را براند ؛ و آخر این امّت ، پیشگامان آن را لعن کنند ؛ و فاسق قبیله بزرگ آن گردد ؛ و پست‌ترین قوم ، حاکم آنها شود ؛ و بزرگوارترین مردان اهل طمع و حرص دانسته شوند ؛ در چنین موقعی آن اتّفاق خواهد افتاد. در چنان روزی مردم به سوی شام و شهری به نام دمشق پناه می‌برند ، که از بهترین شهرهای شام است ؛ پس آن شهر آنها را از دشمنانشان پناه می‌دهد. گفته شد: آیا شام فتح می‌شود؟ فرمودند: بلی به زودی. بعد از فتح آن فتنه‌ها بالا می‌گیرد ؛ سپس فتنه‌ای سخت و تاریک می‌آید ؛ سپس فتنه‌ها پشت سر هم ظاهر می‌شوند تا اینکه مردی از اهل بیت من قیام می‌کند که او را مهدی گویند. پس اگر او را درک نمودی پیرویش کن تا از هدایت یافتگان باشی.

(مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج7 ، ص324 ــ كنز العمال ج 11 ص 183)

در این حدیث منقول از جماعت عمریه ، افزون بر اینکه نام موعود آخر الزمان با عنوان مهدی برده شده ، و تصریح گردیده که او از اهل بیت (ع) می‌باشد ، بیان شده که مسلمین به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهند شد و تنها یک فرقه از آنها بر حقّ است ؛ که آنها در ارتباط با مهدی موعود هستند. افزون بر این مطالب ، اوضاع جهان در زمان ظهور مهدی موعود نیز بیان شده است. البته دقّت شود که این اوصاف ، اوّلاً مربوط به کلّ جهان آن روز می‌شود نه یک منطقه خاصّ. ثانیاً این اوصاف عمومیّت دارند نه کلّیّت ؛ یعنی اکثراً چنین خواهد بود نه همه جا و در مورد همه کس. عملاً نیز مشاهده می‌فرمایید که بسیاری از این علائم ، در دنیای امروز تحقّق یافته‌اند. مثلاً اکثر حاکمان دنیا ، جزء بدترین مردمان عصر می‌باشند ؛ یا اطاعت از زن در اکثر مردان دیده می‌شود ؛ یا اکثر قضات دنیا ، اهل عدالت نیستند ؛ یا قرآن کریم ، بیشتر به عنوان زینت مجالس و برای فخر فروشی خوانده می‌شود نه برای درس گرفتن از آن ؛ یا برخی به اصطلاح روشنفکران مسلمان امروزی ، پیشگامان اسلام و حتّی اهل بیت(ع) را متّهم به جهل و بی تمدّنی و امثالهم می‌کنند.

 

7) « عن أبى أیوب الأنصارى قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه [و آله] و سلم لفاطمة سلام اللّه علیها: نبینا خیر الأنبیاء و هو أبوك، و شهیدنا خیر الشهداء و هو عم أبیك حمزة، و منا من له جناحان یطیر بهما فى الجنة حیث شاء و هو ابن عم أبیك جعفر، و منا سبطا هذه الأمة الحسن و الحسین و هما ابناك، و منا المهدى »

ابو ایوب انصارى روایت كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله خطاب به فاطمه زهرا علیها السّلام، فرمود: پیغمبر ما، بهترین پیغمبران است و او پدر تو است و شهید ما، بهترین شهیدان است و او «حمزه»، عموى پدر تو است. و از ما خانواده ، بزرگوارى است كه خداى تعالى دو بال به او مرحمت فرموده است تا در بهشت به هر كجا كه بخواهد پرواز نماید و او «جعفر»، پسر عموى تو است. و از خاندان ما دو سبط این امت حسن و حسین علیهما السّلام هستند كه دو فرزند تو باشند و مهدى از خاندان ماست.

(مجمع الزوائد ، الیهثمی ، ج9 ، ص166 ــ المعجم الصغیر ، الطبرانی ، ج1،ص37)

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام زمان(عج) در كتب جماعت عمریه، اهل بیت و فرزندان رسول خدا (ص)، پاسخ به شبهات مخالفین،
برچسب ها: وجود، وجود امام زمان، امام زمان (عج)، منابع جماعت عمریه، وجود امام زمان در منابع مخالفین، مهدی موعود، استدلال، دوازده خلیفه، امام دوازدهم، شیعه دوازده امامی،

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

[http://www.aparat.com/v/fjaRG]

حفصه و عایشه برای آزار و اذیت رسول گرامی اسلام اتفاق کرده بودند .(1) به همین جهت آیه نازل شد که : « اگر شما [همسران پیامبر] از كار خود توبه كنید [به نفع شماست‏، زیرا] دلهایتان از حق منحرف گشته‏؛ و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، [كارى از پیش نخواهید برد] زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و صالح‏ مؤمنان، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند »(2)

عایشه و حفصه آنقدر رسول‌خدا(ص) را آزار می‌دادند که تمام آنروز را خشمگین سپری می‌کرد .((3

عمر بن خطاب به دخترش حفصه گفت : تو می‌دانی که رسول‌خدا(ص) تو را دوست ندارد .(4)

اینکه بخاری به این مسأله اعتراف می‌کند بیانگر آنست که خبر آزار رساندن آن دو به پیامبر میان مردم شایع و متواتر شده بود.

همچنین عایشه و حفصه در زمان بیماری رسول‌خدا صلی الله علیه و آله با او مخالفت کرده و هر کدام خواستند تا پدر خود را برای امامت نماز جماعت دعوت کنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به آن دو فرمودند: شما چون زنان فتنه‌گر اطراف یوسف علیه‌السلام هستید .((5

و نیز روزی پیغمبر خدا(ص) با [امیرالمؤمنین حضرت]علی(ع) قدم زنان گفتگو می‌کرد و سخنان پنهانی آن دو مدتی به طول انجامید. عایشه که بی‌خبر به دنبالشان افتاده بود. خود را غفلتاً در میان آن دو انداخت و گفت: چه موضوع مهمی است که شما دو نفر را تا به این حد به خود مشغول داشته و مدت زمانی وقت گرفته است؟

می‌گویند رسول‌خدا صلی الله علیه و آله از این برخورد ناگهانی عایشه در آن روز سخت خشمگین شده است .(6)

 

در خانه اگر کس است یک حرف بس است  !!

 

---------------

1) صحیح بخاری ج 6 ص 69

2) سوره تحریم آیه 4 و 5 و در مورد شأن نزول ر. ک تفسیر ثعلبی ذیل همین آیه - تفسیر ابن‌کثیر ج 4 ص 634 - صحیح بخاری ج 3 ص 163

3) صحیح بخاری ج6 ص69 - طبقات ابن‌سعد ج8 ص56

4) صحیح مسلم ج4 ص188

5) تاریخ طبری ج2 ص 439 - سیره ابن‌هشام ج4 ص301

6) صحیح ترمذی ج2 ص200 - تاریخ خطیب ج7 ص402 - کنزالعمال ج6 ص159 - اسدالغابه ج4 ص27


طبقه بندی: رسول اكرم صل‌الله‌علیه و آله و سلم، عایشه بنت ابوبكر، حفصه بنت عمر،
برچسب ها: آزار، اذیت، آزار و اذیت، آزار و اذیت رسول اكرم، عایشه، حفصه، توطئه، سوره تحریم، انحراف قلب، دشمنی با پیامبر اكرم،

تاریخ : دوشنبه 20 خرداد 1392 | 04:58 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

 

سلام به دوستان خوب و حقیقت طلب خودم

در این پست مطلبی را برایتان از حقیقت توحید جماعت عمریه نوشته‌ام تا بدانیم مشرک واقعی کیست و شرک چیست .

در مورد خداوند متعال عقیده ما شیعیان همان است که ائمه معصومین(ع) می‌فرمایند یعنی اصولاً در هر موردی هر چه ایشان بفرمایند برای ما حجت است .

خوب در مورد عبادت توحیدی این حدیث را ببینید خیلی زیباست:

أبی‌الحسن علی بن موسى الرضا (ع) قَالَ : أَوَّلُ عِبَادَةِ اللَّهِ مَعْرِفَتُهُ وَ أَصْلُ مَعْرِفَةِ اللَّهِ تَوْحِیدُهُ وَ نِظَامُ تَوْحِیدِهِ نَفْیُ الصِّفَاتِ عَنْهُ بِشَهَادَةِ الْعُقُولِ أَنَّ كُلَّ صِفَةٍ وَ مَوْصُوفٍ مَخْلُوقٌ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَخْلُوقٍ أَنَّ لَهُ خَالِقاً لَیْسَ بِصِفَةٍ وَ لَا مَوْصُوف‏

امام رضا (ع) می‌فرمایند : اول عبادت یعنی مقدمه عبادت شناخت خداست و اصل شناخت خدا همان توحید یعنی یگانگی خداست و ساختار و نظام توحید یعنی نفی تمام صفات از وجود خداوند متعال چرا که عقل شهادت می‌دهد بر اینکه هر صفت و موصوفی مخلوق هست و هر مخلوقی خالقی دارد که نه صفت است و نه موصوف !

خوب این بخشی از عقیده ماست که هیچ صفتی (از صفتهای مخلوقات) را برای خدا قبول نداریم و آنرا شرک می‌دانیم ولی بشنوید از جماعت عمریه !!!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: توحید شیعه، توحید جماعت عمریه، روایات جعلی جماعت عمریه،
برچسب ها: خدای اهل سنت، توحید، توحید شیعه، خدای وهابیت، خدای نوجوان، مو فرفری، مو چنگ چنگی، كوسه، بدون ریش، توحید عمری، زیور آلات،

تاریخ : یکشنبه 19 خرداد 1392 | 06:31 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

[http://www.aparat.com/v/sTyoK]
شبهه مخالفین :

خداوند در قرآن كریم مى‌فرماید:

وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظیم‏. التوبة / 100.

پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و افرادى كه به نیكى از آن‌ها پیروى كردند، خداوند از آن‌ها خشنود گشت، و آن‌ها (نیز) از او خشنود شدند و باغ‌هایى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، كه نهرها از زیر درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و این است پیروزى بزرگ!

خداوند در این آیه از پیشى گیرندگان مهاجر و انصار كه ابوبكر و عمر نیز به طور قطع جزء آن‌ها هستند، رضایت دائمى خود را اعلام و به آن‌ها وعده بهشت داده است؛ اما شما با مطرح كردن قضیه هجوم به خانه فاطمه، غصب خلافت و ... در حقیقت این آیه را انكار مى‌كنید و از افرادى كه خداوند به صورت دائم از آن‌ها راضى شده است، ناراضى هستید و به آنان تهمت‌هاى ناروا مى‌زنید.

 

پاسخ :

مگر « أبوالغادیه » که از صحابه « و السابقون الأولون » بود ، جزء همان گروه نابکاری که رسول‌اکرم(ص) پیش‌بینی کرده بود ، نبود که عمار را کشت ، پس چگونه خداوند از او راضی و خشنود است  !!!

تاریخ صدر اسلام شاهد حضور چهره‌هایى در میان (و السابقون الأولون) است كه به اتفاق شیعه و عمریه، مورد غضب خداوند بوده كه جایگاهشان آتش جهنم خواهد بود. از جمله این افراد كسانى همچون ابوالغادیه قاتل عمار یاسر است.

ابن تیمیه حرانى درباره او مى‌نویسد:

كان مع معاویة بعض السابقین الأولین و إن قاتل عمار بن یاسر هو أبو الغادیة و كان ممن بایع تحت الشجرة و هم السابقون الأولون ذكر ذلك ابن حزم و غیره.

برخى از السابقون الأولون (مهاجران نخستین) دور و بر معاویه بودند كه یكى از آنان ابوالغادیه قاتل عمار بن یاسر است، او كسى است كه در بیعت شجره (بیعت رضوان) حضور داشت و با پیامبر بیعت كرد، این مطلب را ابن‌حزم و دیگران نقل كرده‌اند.

الحرانی، أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة أبو العباس (متوفای728هـ)، منهاج السنة النبویة، ج6، ص333، تحقیق د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.

 

در حالى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله در باره وى و گروهى كه او به آن‌ها تعلق داشت، فرمود:

وَیْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ، یَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ، وَ یَدْعُونَهُ إِلَى النَّار.

عمار را گروه نابكار مى‌كشند؛ در حالى كه عمار آن‌ها را به سوى بهشت و آن‌ها عمار را به سوى آتش دعوت مى‌كنند.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ) ، صحیح البخاری، ج 1، ص172، ح436، كتاب الصلاة،بَاب التَّعَاوُنِ فی بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، و ج3، ص1035، ح 2657، الجهاد والسیر، باب مَسْحِ الْغُبَارِ عَنِ النَّاسِ فِی السَّبِیلِ، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ – 1987م.

 

جالب این است كه خود ابوالغادیه، قاتل عمار، نقل كرده است كه كشنده عمار در آتش است.

ذهبى در میزان الإعتدال مى‌نویسد:

عن أبی‌الغادیة سمعت رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول:  قاتل عمار فی النار و هذا شیء عجیب فإن عمارا قتله أبوالغادیة.

از ابوغادیه نقل شده است كه گفت: از رسول خدا شنیدم كه فرمود: كشنده عمار در آتش است. و این چیزى است شگفت‌آور؛ زیرا خود ابوالغادیه عمار را كشته است.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ.)، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 2، ص 236، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1995م.

 

در نتیجه كسانى همچون ابوالغادیه، هر چند كه طبق نظر جماعت عمریه جزء «سابقون الأولون» بوده‌اند؛ اما به خاطر اعمالى كه پس از نزول آیه انجام داده‌اند، قطعا رضایت خداوند شامل حال آنها نمی‌شود.

 

مقصود از « السابقون » چیست و كیست ؟

سبقت كه در این آیه امتیازى بزرگ محسوب شده است؛ چه معنایى از آن اراده شده است؟ آیا صرفا اگر در مسلمان شدن فردى بر دیگرى تقدم داشته باشد، مصداق این آیه خواهد بود؟ و یا افزون بر پذیرش اسلام امتیازاتى از قبیل پایبندى به دستورات خداوند و پیشتاز بودن در كارهاى خیر و اطاعت و پیروى از رسول خدا صلى الله علیه و آله و در یك كلام در آزمون بزرگ مسلمانى پیروز شدن نیز لازم است؟

دانشمند بزرگ اسلامى مرحوم سید مرتضى رحمة الله علیه در این باره مى‌فرماید:

و أول ما نقوله: إن ظاهر هذه الآیة لا تقتضی أن السبق المذكور فیها إنما هو السبق إلى اظهار الإیمان و الاسلام و اتباع النبی صلى الله علیه و آله، لأن لفظ ( السابقین ) مشتركة غیر مختصة بالسبق إلى شئ بعینه.

و قد یجوز أن یكون المراد بها السبق إلى الطاعات، فقد یقال لمن تقدم فی الفضل و الخیر: سابق و متقدم. قال الله تعالى: (وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ. أُوْلَئكَ الْمُقَرَّبُون‏ ) (الواقعة / 10 و 11 ) فإنما أراد المعنى الذی ذكرناه، و قال تعالى: (ثمُ‏َّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَ مِنهُْم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنهُْمْ سَابِقُ بِالْخَیرَْاتِ ) (فاطر / 32 ) و یكون معنى قوله تعالى ( الأولون ) التأكید للسبق و التقدم و التدبیر فیه، كما یقال: سابق بالخیرات أول سابق.

و إذا لم یكن هاهنا دلالة تدل على أن المراد بالسبق فی الآیة إلى الإسلام فقد بطل غرض المخالفین و إذا ادعوا فیمن یذهبون إلى فضله و تقدمه أنه داخل فی هذه الآیة إذا حملنا على السبق فی الخیر و الدین احتاجوا إلى دلیل غیر ظاهر الآیة، و أنى لهم بذلك.

اقتضاى ظاهر آیه این است كه مقصود، سبقت در اظهار ایمان و اسلام و پیروى از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله نباشد؛ زیرا كلمه و لفظ (السابقون) معناى مشتركى دارد و به موضوع معینى اختصاص ندارد.

و از طرفى مى‌شود گفت: مقصود، سبقت در اطاعت و پیروى است؛ زیرا گاهى به افرادى كه امتیازى در خوبی‌ها و اعمال خیر دارند گفته مى‌شود او بر دیگران سبقت گرفته و مقدم است.

خداوند مى‌فرماید: سبقت گیرندگان مقدمند، آنان همان مقربانند. در این آیه خداوند همان چیزى كه ما گفتیم اراده فرموده است. و در آیه دیگر مى‌فرماید: سپس این كتاب را به آن بندگان خود كه آنان را برگزیده بودیم به میراث دادیم؛ پس برخى از آنان بر خود ستمكارند و برخى از ایشان میانه رو، و برخى از آنان در كارهاى نیك به فرمان خدا پیشگامند.

و معناى این فرمایش خداوند (الْأَوَّلُونَ) در آیه مورد بحث تاكید بر پیشتاز بودن و اندیشه در آن است؛ همانگونه كه گفته مى‌شود: پیشتاز در خوبی‌ها، نخستین فرد انجام دهنده آن است.

بنابراین هنگامى كه در این آیه دلیلى نباشد که بتواند سبقت در اسلام آوردن را به عنوان امتیاز معرفى كند، مقصود مخالفان باطل شده و هنگامى كه آیه را حمل بر سبقت در خیرات و دین كردیم، (و نه سبقت در اسلام آوردن) اگر بخواهند کسانى را که مدعى فضل و پیشگامى ایشان هستند (خلفا) را در این آیه وارد کنند به ناچار نیازمند این هستند كه دلیلى غیر از ظاهر آیه ارائه کنند؛ ولى چگونه مى‌توانند چنین دلیلى بیاورند؟!!!

المرتضی علم الهدی، أبو القاسم علی بن الحسین بن موسى بن محمد بن موسى بن إبراهیم بن الإمام موسى الكاظم علیه السلام (متوفای436هـ)، رسائل المرتضى، ج 3، ص 88، تحقیق: تقدیم: السید أحمد الحسینی / إعداد: السید مهدی الرجائی، ناشر: دار القرآن الكریم – قم، 1405هـ.
ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات مخالفین، ابوبكر بن ابی قحافه، عمر بن خطاب، اصحاب رسول خدا (ص)،
برچسب ها: ابوبكر، عمر، صحابه، عدالت صحابه، السابقون الاولون، مهاجرین، انصار، رضایت خدا، وعده بهشت، فوز عظیم،

تاریخ : پنجشنبه 16 خرداد 1392 | 02:10 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

 

بارها و بارها از اهل فلسفه و عرفان شنیده‌ایم و دیده‌ایم که افلاطون را با لقب “الهی” نام می‌برند.حال نگاهی بیفکنیم به گوشه‌ای از نظرات این مردِ خدا !

 

افلاطون در کتاب پنجم جمهوری نظر خودش را دربارهٔ زنان و کودکان بیان می‌کند :

- زنان مانند مردان هستند. هیچ شغل اجتماعی نیست که خاص یک جنس خاص باشد. تمام حرفه‌هایی که بر روی مردان گشوده‌است، حتی جنگ، بر روی زنان نیز گشوده است.

- زنان پاسدار باید متعلق به همهٔ مردان پاسدار باشند و هیچ یک از آنان نباید با مردی تنها زندگی کند!

- کودکان نیز باید در میان آنان مشترک باشند !

- پدران نباید فرزندان خود را از دیگر کودکان تمیز دهند و کودکان نیز نباید پدران خود را بشناسند !

- پس هر کس با هر کس نمی‌تواند در آمیزد، بلکه باید زنان پاسدار با مردان پاسدار و زنان طبقات دیگر با مردان همان طبقه ازدواج کنند !!
ادامه مطلب

طبقه بندی: فلسفه (حكمت) و تصوف (عرفان)،
برچسب ها: فلسفه، فلاسفه، عرفان، صوفیه، افلاطون، نقد فلسفه، نقد افلاطون، افلاطون الهی، اعتقادات افلاطون،

تاریخ : سه شنبه 14 خرداد 1392 | 07:59 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

[http://www.aparat.com/v/Avouk]

ابن ابی الحدید نقل کرده است که عمر بن خطاب در اواخر عمر، اصحاب را جمع کرد و به آنان گفت : نفس سرکش، تفوق طلبی و قدرت خواهی هر یک از شما در این آرزو است که خلیفه شود و امارت مسلمین را بر عهده بگیرد. (سپس هر یک از آنان را مخاطب قرار داد و به شرح ذیل توصیف کرد) :




ادامه مطلب

طبقه بندی: امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام، عثمان بن عفان، اصحاب رسول خدا (ص)،
برچسب ها: عثمان، طلحه، سرگین، عمر، مدفوع، مدفوع حیوان، مدفوع حیوان از عثمان بهتر است، پشكل، شورای خلافت، شورای 6 نفره، شورای عمر، نظر عمر درباره عثمان،

تاریخ : شنبه 11 خرداد 1392 | 02:34 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

[http://www.aparat.com/v/YHPja]

عشره مبشره ، واژه ترکیبی مصطلح در تاریخ و حدیث جماعت عمریه است. بر طبق این حدیث پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ­ده­ نفر بشارت بهشت داده است؛ یعنی این كه این ده نفر قطعا بهشتی هستند و حتی با وجود گناهان متعدد، هرگز داخل جهنم نخواهند شد. این ده نفر بر طبق سنن ترمذی افراد ذیل هستند :

حدثنا قتیبة أخبرنا عبد العزیز بن محمد، عن عبد الرحمن بن حمید، عن أبیه، عن عبد الرحمن بن عوف، قال: قال رسول‌الله(صل‌الله­‌علیه‌وآله) : « أبوبكر فی الجنة، و عمر فی الجنة، و عثمان فی الجنة، و على فی الجنة، و طلحة فی الجنة، و الزبیر فی الجنة، و عبد الرحمن بن عوف فی الجنة، و سعد بن أبی‌وقاص فی الجنة، و سعید بن زید فی الجنة، و أبوعبیدة بن الجراح فی الجنة».

ابوبکر بن ابی‌قحافه؛ او نخستین خلیفه از خلفای راشدین است.

عمر بن خطاب؛ وی 5 سال قبل از هجرت به مدینه اسلام آورد و در سال 11 ه.ق. بنا به وصیت ابوبکر به خلافت رسید.

عثمان بن عفان؛ او بعد از مرگ عمر به سال 23 ه.ق. از طریق شورایی که عمر اعضای آن را معیّن کرده بود، به خلافت رسید. وی در دستیابی بنی‌­امیه به قدرت نقش اساسی داشت.

امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب(ع)؛ اولین مردی بود که اسلام آورد و پس از عثمان به سال 35 ه.ق. با بیعت عمومی به خلافت رسید.

طلحة بن عبیدالله؛ وی به همراه عایشه جنگ جمل را طراحی کرد و در همین جنگ به تیر مروان بن حکم کشته شد.

زبیر بن عوام؛ وی در تمامی غزوات شرکت داشت. از اصحاب جمل بود و چون تصمیم به کناره‌گیری گرفت در بین راه، توسط ابن جرموذ کشته شد.

عبدالرحمن بن عوف؛ یکی از معاریف صحابه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و از اشخاص حاضر در شورای منتخب عمر. وی در دستیابی عثمان به خلافت تاثیری تامّ و تمام داشت.

سعد بن ابی‌وقاص؛ وی یکی از اعضای شورای 6 نفره عمر برای تعیین خلیفه بود.

سعید بن زید؛ از صحابه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و از اولین كسانی بود كه اسلام آورد و در همه غزوات به جز بدر شرکت داشت. طبق یک سند، همین شخص راوی حدیث عشره مبشره است.

ابوعبیده عامر بن عبدالله بن جرّاح؛ وی در تمامی غزوات شرکت داشته است و از متخلفین جیش اسامه و فعالان در به خلافت رساندن ابوبکر به شمار می‌رود.

  

بررسی سندی حدیث :

 

1) با اینکه این روایت در میان جماعت عمریه معروف است و در کتاب‏های مختلف از طرق گوناگون نقل شده، ولی در مهم‏ترین کتب حدیثی این جماعت یعنی در کتاب‏های صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل نشده است. این موضوع در ذهن ایجاد سؤال می‌کند و این احتمال را در ذهن به وجود می‌آورد که مؤلفین آنها، اعتمادی به این حدیث نداشته و گر نه این حدیث را در ضمن مناقب یکی از آن ده نفر نقل می‌نمودند. با اینکه احادیثی را در فضیلت بعضی از آنان نقل کرده‌‏اند، که اهمیتش بسیار کمتر از بشارت به بهشت است، که در این حدیث وجود دارد.

2) حدیث عشره مبشره، در سُنن ترمذی و مسند احمد حنبل، تحت عنوان «حدیث عبدالرحمن بن عوف» آمده است. این حدیث از قول حُمید بن عبدالرحمن نقل شده است که می‌گوید: « من حدیث عشره مبشره را از پدرم شنیدم و او از پیامبر اکرم(ص) آن را نقل کرده است ». این در حالی است که حُمید بن عبدالرحمن، متولد سال 32 ه.ق. است [1] و پدرش (عبدالرحمن بن عوف) در همان سال یا سال 33 از دنیا رفته است.[2] بنابراین حمید بن عبدالرحمن هنگام فوت پدرش، حدود یک سال یا کم‏تر داشته است. با این حال، او چگونه می‌توانسته است از پدرش حدیث نقل کند ؟! از طرفی، در سند این روایت، شخصی به نام عبدالعزیز بن محمد دراوردی است که طبق نظر ابوحاتم، سخنانش قابل احتجاج نیست.[3]

3) حدیث عشره مبشره در سنن ابی‌داود، باب الخلفأ، از سعید بن زید نقل شده است.[4] در سند این روایت شخصی به نام عبدالله بن ظالم است که بخاری و مسلم از احتجاج به حدیث وی استنکاف می‌ورزیده‏‌اند. بخاری گفته است: «حدیث وی صحیح نیست ».[5]

4) حدیث فوق در سنن ترمذی،[6] کتاب المناقب، باب مناقب ابی‌الاعور (سعید بن زید) از طریق دیگری نیز نقل شده است. در سند او شخصی به نام حجاج بن محمد مصیصی است که قیروانی او را در کتاب خود، ضعیف شمرده است.[7] همچنین در سنن ترمذی، باب مناقب عبدالرحمن بن عوف، طریق دیگری برای این حدیث نقل شده، در سندش فردی به نام موسی بن یعقوب زمعی است،[8] و علی بن المدینی، حدیث وی را ضعیف و ناشناخته دانسته است.[9] حدیث عشره مبشره در سنن ابن‌ماجه، مقدمه باب 11، در قسمت فضائل العشرْ آمده است،[10] و در طریق آن هشام بن عمار است که ابوداود درباره‏‌اش می‌گوید: « وی چهارصد حدیث مسند نقل کرده است که بدون پایه و اساس است ».[11] این روایت در سنن ابی‌داود[12] هم به طریقی حکایت شده است در زمره اسناد آن کسی به نام عبدالواحد بن زیاد عبدی بصری وجود دارد و این شخص، به نظر کسانی مانند ابن‌حبان، غیر قابل اعتماد است.[13] این حدیث را طبرانی هم در المعجم‌الأوسط نقل کرده، اما در سندش شخصی به نام ولید بن عبدالله بن جمیع زهری است که ابن‌حبان وی را در کتاب الضعفا در شمار راویان ضعیف و غیر قابل اعتماد آورده است؛ البته او در کتاب الثقات هم روایت عشره مبشره را مطرح کرده است،[14] و این، بسیار شگفت‏‌انگیز است. عقیلی هم می‌گوید: در روایت وی اضطراب وجود دارد.[15]

5) علامه امینی پس از ذکر حدیث عشره مبشره از کتب مخالفین، می‌گوید : «چنان‏که مشاهده می‌شود، سند روایت‏های احمد حنبل و ابوداود، به عبدالرحمن بن عوف و سعید بن زید منتهی می‌شود و طریق عبدالرحمن یک بار به عبدالرحمن بن حمید بن عبدالرحمن زهری از پدرش از عبدالرحمن بن عوف، و یک بار هم به رسول خدا(ص) می‌رسد، و این اسناد، باطل است و ناتمام؛ زیرا حمید بن عبدالرحمن، پدر عبدالرحمن بن حمید، صحابی نبود، بلکه تابعی بوده و عبدالرحمن بن عوف را درک نکرده است. حمید بن عبدالرحمن در 73 سالگی، یعنی در سال 105 ه.ق. از دنیا رفته است؛ بنابراین او در سال 32 ه.ق. ، یعنی درست سالی که عبدالرحمن بن عوف، از دنیا رفته یا یک سال بعد از آن، متولد شده است. با این حال، چگونه می‌تواند از عبدالرحمن بن عوف روایت نقل کرده باشد ؟ به این دلیل است که ابن‌حجر به طور جزم، روایت حمید بن عبدالرحمن را از عمر و عثمان، منقطع و غیر قابل اسناد می‌داند و این در حالی است که عثمان بعد از عبدالرحمن بن عوف از دنیا رفته است. پس سند این دو طریق، صحیح نیست. می‌ماند طریق سعید بن زید، طریقی که او خود را در آن جزو 10 تنی که به بهشت بشارت یافته‌‏اند، به شمار آورده است. سعید چنین روایتی را در کوفه در ایام معاویه روایت کرده، و این حدیث از وی تا آن زمان شنیده نشده بود و پیش از آن نیز هیچ کس از وی نقل نکرده؛ فقط در آن زمان که دوران تبهکاری و جعل حدیث و تبلیغات سوء بوده، آن را به زبان آورده است. کسی از این صحابی نپرسید که چه سرّ و رمزی در کارش بود که آن حدیث را مکتوم داشته و هیچ گاه نقل نکرده، حتی در دوره خلفای راشدین نیز یاد ننموده است، در حالی که او و دیگر اصحاب، سخت به چنین روایتی نیاز داشته‏اند تا موضع خویش را مستحکم سازند و آن را حجت خود سازند و در اقناعِ منطقی دیگران از آن سود گیرند و از خون‏ریزیها جلوگیری نمایند و بسیاری از حقوق را که در آن سال‏های پر کشمکش و خونین، پایمال گشته بود، محفوظ و در امان بدارند. گویی این حدیث، درست در روزی که معاویه بر تخت سلطنت نشست و رژیم فاسدش را بر مسلمانان تحمیل کرد، به او الهام شده است . سعید بن زید هنگامی که نتوانست حملات و دشنام‏های مخالفین [امیرالمؤمنین حضرت] علی(ع) را تحمل کند و در برابر کسانی که معاویه بر کوفه گماشته بود، نتوانست مقاومت نماید، بر جان خویش بیمناک شد؛ خصوصاً این که او نسبت به دستگاه حاکمه وقت هم در موضعی مخالف بود و از بیعت با ولایتعهدی یزید خودداری ورزیده و در این زمینه سخنی تند به مروان بن حکم گفته بود. از این روی، او برای این که خود را از آسیب وی برهاند، این روایت را جعل کرد تا آن را سپر حمایتی خویش قرار دهد و اتهام علاقه‏‌مندی و عشق به [امیرالمؤمنین حضرت] علی(ع) را از خویش دور سازد؛ زیرا در آن عصر هر کس را که طرفدار و دوستدار [امیرالمؤمنین حضرت] امام علی(ع) یا متهم به چنین عقیده‏ای می‌شناختند، در معرضِ شکنجه و آزارهای گوناگون و زندانی و اعدام قرار می‌دادند . بدین‏سان، سعید با جعل این حدیث و بخشیدن بهشت به مخالفان و دشمنان [امیرالمؤمنین حضرت] علی(ع) و کسانی که از بیعت با [امیرالمؤمنین حضرت] علی(ع) سر باز زده و علیه خلافتش قیام مسلحانه کرده بودند، حاکم وقت را خشنود و خطر شکنجه و مرگ را از خود دور نمود.

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: اصحاب رسول خدا (ص)، روایات جعلی جماعت عمریه،
برچسب ها: افسانه عشره مبشره، بررسی سند عشره مبشره، حدیث عشره مبشره، دروغ عشره مبشره، عشرة مبشرة، حشره منتشره، اصحاب، اصحاب رسول خدا(ص)، كذب، دروغ، جعل،

تاریخ : دوشنبه 6 خرداد 1392 | 06:22 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین


سلام خدمت سروران گرامی. امروز می‌خواهیم به نقد کتاب تورات بپردازیم. امیدوارم دوستان یهودی و مسیحی که این نقد را می‌خوانند با دیدی باز و متفکرانه آن را بخوانند.

 تورات کتاب مقدس یهودیان و همچنین مسیحیان است و از پنج سفر تشکیل شده است. یهودیان و مسیحیان می‌گویند کتاب مقدسشان هرگز تحریف نشده است ، ولی ما با اشاره به نص صریح کتاب مقدسشان به آنها نشان می‌دهیم که سخنشان غلط است. این نقد حاصل تحقیق ابراهیم بن عزرا و باروخ اسپینوزا است :

1. یکی از مسلمات تورات و کتاب مقدس این است که حضرت موسی(ع) از رود اردن عبور نکرد و در همین سوی رود در گذشت (سفر تثنیه ۲:۳۱و1 همچنین نگاه کنید به یوشع  ۱ :۱ و ۲) :

" و موسی‌ رفته‌، این‌ سخنان‌ را به‌ تمامی اسرائیل‌ بیان کرد و به‌ ایشان‌ گفت ‌: « من‌ امروز صد و بیست‌ ساله‌ هستم‌ و دیگر طاقت‌ خروج‌ و دخول‌ ندارم‌، و  خداوند  به‌ من‌ گفته‌ است‌ كه‌ از این‌ اردن‌ عبور نخواهی‌ كرد » " (سفر تثنیه31: 2و1)

حال وقتی ما در تورات متنی را بیابیم (تثنیه ۱:۱) که بگوید این سخنانی است که موسی در آن طرف رود اردن گفته باید گفت نویسندۀ این متن از رود اردن گذشته تا بگوید در آن طرف رود و گرنه معنی ندارد حضرت موسایی که از رود اردن نگذشته باشد در آنطرف رود سخن بگوید :

" این‌ است‌ سخنانی‌ كه‌ موسی‌ به‌ آن طرف اردنّ، در بیابان‌ عَرَبه‌ مقابل‌ سوف‌، در میان‌ فاران‌ و توفَل‌ و لابان‌ و حَضیروت‌ و دی‌ذَهَب‌ با تمامی‌ اسرائیل گفت " (سفر تثنیه 1:1)
ادامه مطلب

طبقه بندی: مسیحیت، یهودیت،
برچسب ها: یهودیت، صهیونیست، صهیونیسم، نقد یهودیت، تورات، تحریف تورات، نقد اسپینوزا، دین تحریف شده، تحریف، تناقض در تورات،

تاریخ : چهارشنبه 1 خرداد 1392 | 07:01 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

 

عمر گفت : « أیها الناس ! تعلموا أنسابکم أرحامکم و لایسألنی أحد ما وراء الخطاب » یعنی ؛ ای مردم ! نسب خود را یاد بگیرید و کسی از قبل از خطاب از من سئوال نکند . ( تاریخ المدینة المنورة ج 3 ص 797 )

شناسنامه خلیفه دوم عمر بن خطاب سندهای موجود در :

۱) در بحار الانوار جلد ۳۱ باب مطاعن عمر {ص۹۹و۱۰۰ }

2) در کتاب لسان الواعظین{ص۳۵۷} از محمد بن شهر آشوب مازندرانی و غیره

۳) در ملل و نحل و مثالب الصاحابه جلد دوم خطی از کتاب المناقب ابن شهر آشوب ،که متاسفانه هنوز چاپ نشده است .

4) کتاب التنقیح فی النسب الصریح سیابه
ادامه مطلب

طبقه بندی: عمر بن خطاب،
برچسب ها: عمر بن صحاك، شناسنامه عمر، شجره نامه عمر، نسب عمر، حرام زاده بودن عمر، حنطمه، خطاب، نسب ناپاك،

تاریخ : چهارشنبه 1 خرداد 1392 | 05:56 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

[http://www.aparat.com/v/KABI3]

چگونگی طهارت و ادرار كردن عمر بن صهاك در كتب جماعت عمریه و بكریه :

1. در كتاب سنن ترمذی  یكی از كتب صحیح جماعت عمریه – كتاب‌الطهارة عن رسول‌الله(ص) - باب ما جاء فی النهی  عن البول القائمة :

عمر می‌گوید : من ایستاده ادرار می‌كردم كه پیامبر مرا دید و به من گفت كه عمر ایستاده ادرار نكن و دیگر ایستاده ادرار نكردم . (كه البته این دروغ است و من در ادامه ثابت می‌كنم )

ادامه مطلب

طبقه بندی: عمر بن خطاب،
برچسب ها: عمر، عمر بن خطاب، طهارت عمر، طهارت عمر بن خطاب، ادرار عمر، ادرار كردن عمر، بول، بول كردن عمر، ایستاد ادرار كردن عمر، ایستاده بول كردن عمر، شل بودن مقعد عمر، ادرار در كوچه،

تاریخ : پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 | 04:48 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

 

در این پست قصد داریم تا یكی از اعمال عایشه را كه كاملا غیر اسلامی می‌باشد را از كتب مخالفین ثابت كنیم.

این مطلب در كتاب صحیح البخاری ، كتاب الغسل ، باب الغسل بالصاع و نحوه ، حدیث ۲۴۸ می‌باشد.

متن حدیث : باب الغسل بالصاع و نحوه

248: حدثنا عبد الله بن محمد قال حدثنی عبد الصمد قال حدثنی شعبة قال حدثنی أبو بكر بن حفص قال سمعت أباسلمة یقول دخلت أنا و أخو عائشة على عائشة فسألها أخوها عن غسل النبی صلى الله علیه و سلم فدعت بإناء نحوا من صاع فاغتسلت و أفاضت على رأسها و بیننا و بینها حجاب .


ترجمه حدیث :
ادامه مطلب

طبقه بندی: عایشه بنت ابوبكر،
برچسب ها: عایشه، غسل، غسل جنابت، آمورش غسل جنابت، آموزش غسل جنابت به مردان نامحرم، آموزش غسل جنابت توسط عایشه، بی حیایی عایشه، لخت شدن عایشه، آموزش عملی غسل جنابت،

تاریخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 | 12:13 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین


[http://www.aparat.com/v/KYPyg]



طبقه بندی: متفرقه،
برچسب ها: مداحی، مناجات، حاج محمود كریمی، مناجات با امام زمان (عج)، حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء، مناجات حاج محمود كریمی، هیئت رایت العباس، نیمه شعبان 1390، میلاد امام زمان (عج)،

تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392 | 02:00 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

السلام علیك ایتها الصدیقةالشهیدة

 

شهادت حضرت فاطمه زهراء (س) واقعیتى است كه منابع حدیثى و تاریخ شیعه و جماعت عمریه بر آن گواه است. برخى به علت عدم آشنائى با حدیث و تاریخ، در این واقعیت تردید نموده‏‌اند. از اینرو گوشه‏‌اى از شواهد این مصیبت بزرگ را تنها از منابع معتبر جماعت عمریه تقدیم پویندگان حق و حقیقت می‌نمائیم.

* * *

قال رسول اللَّه (ص): « ... فتكون اوّل من یلحقنى من اهل بیتى فتقدم علىّ محزونة مكروبة مغمومة مقتولة ».

(حضرت فاطمه زهراء (س)) اولین كسى از اهل‌‏بیتم می‌باشد كه به من ملحق می‌گردد، پس بر من وارد می‌شود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول ...

فرائد السمطین ج 2، ص 34

* * *

قال موسى بن جعفر (ع) : انَّ فاطمة (س) صدّیقة شهیدة .

اصول كافى ج 1، ص 381

* * *

قال ابن عباس : إنّ الرّزیّة كُلَّ الرّزیة، ما حال بین رسول‏اللَّه (ص) و بین كتابه .

مصیبت تمام مصیبت آنگاه رخ داد كه بین پیامبر (ص) و نوشتارش حائل گردیدند.

صحیح بخارى ج 1، 120

* * *

شهادت حضرت زهرا (س) واقعیتى انكارناپذیر

تاریخ و حدیث شیعه و جماعت عمریه گواه شهادت جانكاهى است كه قافیه بزرگترین مرثیه تاریخ بشریت را می‌سازد. كوشش پیگیر هواداران بانیان این مصیبت نتوانسته است آن را از آخر این مرثیه جانگداز پاك كند. و هیهات، هیهات. از نوك قلم پوزش می‌طلبم و او را به بردبارى و شكیبایى فرا می‌خوانم تا شاید بتوانم فریاد تاریخ را بر این فاجعه جانگداز به رشته تحریر درآوردم.

شهادت تنها یادگار پیامبر، «ام‌ابیها» صحیح بخارى، ج 3، ص 83، كتاب فضائل أصحاب النّبى (ص)، ب 42، ح 232 و ب 61، مناقب فاطمة، ح 278. «بضعة الرّسول» همان ب 42. و سیراعلام النبلاء، ج 2، ص 123 و ... «سیدة نساء العالمین»، «سیدة نساء اهل الجنّة» و ... پس از شهادت آن حضرت آن هم با فجیعترین وضع، آن هم بوسیله عمر بن خطاب یعنى چه؟

آیا ممكن است؟ این خبر گوش هر انسان آزاده‏‌اى را می‌خراشد، هر عقلى را متحیّر می‌سازد، بر هر عاطفه‏‌اى سنگین می‌آید. گویا این همان امانتى است كه بر كوهها و دریاها عرضه شد و آنها بر آن طاقت نیاوردند .

شاید همین امر موجب گردید تا توجیه‏‌گران تاریخ و افسانه‌پردازان الفت این واقعیت مسلم تاریخى را انكار كنند. امّا چه می‌شود كرد، اى كاش زبان لال می‌شد، قلم می‌شكست این خبر دهشت بار را نمی‌شنیدیم. و اى كاش آسمانها فرو مى‏‌ریخت، كوهها متلاشى مى‏‌شد، جهان به پایان مى‏‌آمد و این فاجعه رخ نمی‌داد. چگونه بگویم؟ به كه بگویم؟ چگونه ناله سركنم؟ چگونه فریاد كشم؟ كه این واقعیت تلخى است كه تاریخ و حدیث معتبر گواه آن است.

این آواى شوم نه تنها از مسلّمات منابع معتبر شیعه است، بلكه معتبرترین كتابهاى مخالفین بر این مصیبت شاهدند. صحیح بخارى - معتبرترین كتاب، پس از قرآن در نزد جماعت عمریه - طلیعه این مصیبت را از قول ابن‌عباس در ضمن حدیثى چنین توصیف می‌كند «الرزیّة كلّ الزریّة» مصیبت آن مصیبتى كه بر هر مصیبتى برترى دارد، بلكه آن مصیبتى كه همه مصائب را در بر می‌گیرد، زمینه سازى براى این مصیبت عظمى‏ بود. نسبت هذیان و ... به پیامبر اكرم(ص) «غلبه الوجع» براى جلوگیرى تأكید بیشتر بر سفارشات آن حضرت درباره شهید این مصیبت و ... بود. و با جمله « عندنا كتاب اللَّه حسبنا » كتاب را از عترت جدا كرده و زمینه «الرّزیّة كلّ الرّزیّة» را فراهم كردند.

اینك متن حدیث :


ادامه مطلب

طبقه بندی: رسول اكرم صل‌الله‌علیه و آله و سلم، صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، عمر بن خطاب،
برچسب ها: حضرت زهرا(س)، شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت، صدیقةالشهیدة، رسول‌الله(ص)، آزار رسول خدا(ص)، آتش به خانه وحی، آتش زدن خانه صدیقه طاهره، عمر بن خطاب، سقط جنین، سقط حضرت محسن (ع)، اهل‌بیت علیهم السلام، آتش به خانه اهل بیت(ع)، آتش به خانه حضرت زهرا(س)،

تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392 | 01:51 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

السلام علیك ایتها الصدیقةالشهیدة

 

و آنچه برخى نقل كرده‏‌اند كه امیرالمؤمنین(ع) پس از تهدید ناگزیر از بیعت شد و نوبت به احراق نرسید، مخالف نقل بخارى است، كه در نزد جماعت عمریه از اعتبار بیشترى برخوردار است، و نیز شواهد حدیثى و تاریخى، آن را مردود مى‏‌داند. بلى قافیه این مرثیه و نوحه با سرودن طلیعه آن به زبان هر سراینده‌‏اى جارى مى‏‌شود، چون با قسم به آتش زدن خانه، و سپس براى وفا به قسم با مشعل به در خانه آمدن، و سقط جنین و ... از دنیا رفتن پس از مدت كوتاهى، قتل و شهادت و مستند به این مقدمات خواهد بود.

هر چند بعضى از ناقلین این مرثیه و مصیبت به نتیجه آن تصریح نكرده باشند. امّا همانطور كه گذشت این مرثیه به وسیله پیامبر اكرم (ص) و فرزندانش ائمه اطهار(ع) : تا پایان سرائیده شد. تا اینجا به گوشه‌‏اى از شواهد تاریخى حدیثى بر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) از منابع معتبر مخالفین اشاره شد. مطلب آنقدر واضح و روشن است كه نیازى به تكثیر منابع نیست.


ادامه مطلب

طبقه بندی: رسول اكرم صل‌الله‌علیه و آله و سلم، صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، عمر بن خطاب،
برچسب ها: حضرت زهرا(س)، شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت، صدیقةالشهیدة، رسول‌الله(ص)، آزار رسول خدا(ص)، آتش به خانه وحی، آتش زدن خانه صدیقه طاهره، عمر بن خطاب، سقط جنین، سقط حضرت محسن (ع)، اهل‌بیت علیهم السلام، آتش به خانه اهل بیت(ع)، آتش به خانه حضرت زهرا(س)،

تاریخ : دوشنبه 19 فروردین 1392 | 11:48 ق.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

 

ابنه ای بودن عمر از کتب جماعت عمریه : « کان سیدنا عمر مابونا »!

ابن سعد در بحث استخلاف عمر می گوید:

قال: أخبرنا إسحاق بن یوسف الأزرق و محمد بن عبد الله الأنصاری و هوذة بن خلیفة قالوا: أخبرنا ابن عون عن محمد بن سیرین قال: قال عمر بن الخطاب: ما بقی فی شی‏ء من أمر الجاهلیة إلا أنی لست أبالی إلى أی الناس نکحت و أیهم أنکحت.

یعنی: عمر می‌گوید : از احوال و امور جاهلیت چیزی در من باقی نماند الا اینکه هنوز برای من فرق نمی‌کند که کسی مرا بکند یا من کسی را بکنم. (۱)

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: عمر بن خطاب،
برچسب ها: عمر، عمر بن خطاب، خلیفه دوم، ابنه، ابنه ای، عمر ابنه ای، همجنس باز، همجنس گرا، مفعول، قنفذ، افلح، نكاح عمر با مردان،

تاریخ : چهارشنبه 2 اسفند 1391 | 03:13 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین


قال مولانا الحسن العسكری صلواتالله علیه لأبی هاشم الجعفری فی روایة شریفة : علماؤهم شرار خلقالله على وجه الأرض ، لأنهم یمیلون إلى الفلسفة و التصوّف ...


امام حسن عسکری علیه السلام می‌فرماید : [زمانی بر مردم خواهد آمد كه] علمایشان شرورترین خلق خدا بر روی زمین هستند ، برای اینكه آنها به فلسفه و تصوف متمایل می‌شوند !!!


مستدرك سفینه ج 8 ص 299

حدیقة الشیعه مقدس اردبیلی ص 628

تاریخ تصوف و فلسفه ص 83




دانلود كلیپ حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دامت بركاته درباره فلسفه


دین اول و آخرش این است كه خداوند متعال برای مردم پیامبران و ائمه طاهرین علیهم السلام را حجج خود نصب كرده و با آیات ، معجزات ، كرامات ، علم ، فصاحت زبان و بلاغت كلام به عنوان هادی فرستاده است. عموم مردم نمی‌دانند فلسفه چیست و فكر می‌كنند فلسفه یعنی تفكر عمیق ؛ تفكر عمیق و تعقل عبادت است .

 

فلسفه چیست ؟

فلسفه علومی به اصطلاح عقلی است كه با ترجمه كتب كفار و ملاحده یونان به زبان عربی ، در بین مردم منتشر شد .

در زمان بنی عباس ، هارون و مامون عباسی در بغداد دارالحكمة تاسیس كردند . دارالحكمة كارش ترجمه متون یونانی و كتب كفار یونان به زبان عربی بود كه این افكار ترجمه و بین مسلمین منتشر شود به نام علم و به نام حكمت چون دست فقهای درباری و راویان درباری مانند : احمد حنبل ، ابن ابی‌شیبه ، عبدالرزاق صنعانی و ... ( مانند ملا عمر ، ابواسحاق حوینی و ... در عصر كنونی) از علوم خالی بود و اینها فقط می‌توانستند تعدادی نادان را دور خود جمع كنند و آنها را وادار به پیروی از خود نمایند ولی عموم مردم نه . برای جلب و جذب مردم كه مبادا به در خانه اهل بیت علیهم السلام بروند ؛ حكومت احتیاج داشت به شئی كه علم ، دانش و حكمت باشد تا مردم را جلب كند تا آنها جذب خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام نشوند . به همین منظور كتب یونانی‌ها را آوردند چون خود دربار و دستگاه غاصب خلافت از علوم فاقد بودند و رفتند چیزهایی را از یونان آوردند . منظور از فلسفه این است نه تفكر عمیق ؛ تفكر عمیق ، فكر كردن و تعقل عبادت است .

 

نقد فلسفه

متون و علومی كه از یونان آورده شد به نام فلسفه اساسش این است كه ما با وحی ، روایات و فرمایشات معصومین ، رسول اكرم و ائمه اطهار علیهم السلام كاری نداریم ما فقط با عقل و فكر خود مثلا : با استدلال ارسطاطالیس و دیگر فلاسفه یونان ، حق و حقیقت را واضح و روشن می‌كنیم . كاملا معلوم است كه این از اساس باطل است . خداوند متعال انبیاء (ع) را برای همین فرستاده است كه ما را دستگیری كنند . ای طرفداران فلسفه و عرفان شما كه از اول می‌گویید : ما با روایت و فرمایشات معصومین علیهم السلام كاری نداریم و با قطع نظر از آنان ، خودمان مستقلا حق و حقیقت را روشن می‌كنیم مگر العیاذبالله رسول خدا (ص) دروغ می‌گفت كه شما با آن كاری ندارید !؟ آیا شما مسلمانید یا كافر !؟ اگر كافرید نگویید فلسفه اسلامی و مرد باشید و خودتان را كافر معرفی كنید . ولی اگر مسلمانید ، برای مسلمان كلام رسول‌خدا (ص) حجت است . آیا برای شما حرف ارسطاطالیس و ملاحده ، كفار و فساق یونان حجت است و فرمایشات رسول‌خدا (ص) ، امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین علیهم السلام حجت نیست !؟ آیا درست است كه توحید را از ارسطاطالیس با برهان حركت بگیرید اما متون توحیدیه شیخ صدوق ، بحارالانوار و نهج البلاغه معطل باشد و به آنها توجه نكنید !؟

دوستان عزیز ، در دین هیچ چیز مهمتر از اصول دین نیست . اصول دین 5 ركن دارد كه عبارتند از :

1و2) خداشناسی كه شامل 2 ركن توحید و عدل است .

3و4) ولی‌شناسی كه شامل 2 ركن پیغمبر شناسی و امام شناسی است .

5) معادشناسی


ادامه مطلب

طبقه بندی: توحید شیعه، فلسفه (حكمت) و تصوف (عرفان)،
برچسب ها: فلسفه، حكمت، فلسفه اسلامی، تصوف، عرفان، صوفیگری، كفار، كفار یونان، فساق یونان، ملاحده یونان، ملحد، یونان، ارسطاطالیس، اصول دین،

تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1391 | 06:44 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

 

حتما شما نیز با داستان زندگی حضرت نوح (ع) و حضرت لوط (ع) آشنایی دارید نكته متمایز زندگی این دو پیامبر الهی این است كه زنان این دو كافر بوده و ایشان را اذیت می‌كردند نكته‌ای كه در این پست می‌خواهم به آن بپردازم این است كه خدا در قرآن كریم عایشه و حفصه دو زن پیامبر را به زن نوح و زن لوط تشبیه می‌كند اما آیه‌ای كه خداوند این تشبیه زیبا را در آن بیان می‌كند آیه 10 سوره تحریم است كه می‌فرماید :

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ كَفَرُوا امْرَأَةَ نُوحٍ وَ امْرَأَةَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَ قیلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلینَ

خداوند براى كسانى كه كافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت كردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد: وارد آتش شوید همراه كسانى كه وارد مى‌‏شوند!

بسیاری از علما و بزرگان جماعت عمریه به نازل شدن این آیه شریفه در حق عایشه و حفصه اقرار کرده‌اند و حتی توضیحات تامل بر انگیزی هم داده‌اند که جای هر گونه شک و تردید را از بین می‌برد به تعدادی از این نظرات دقت کنید!

1) قرطبی عالم و مفسر بزرگ جماعت عمریه:

قوله « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ كَفَرُوا » مثل ضربه الله یحذر به عائشة و حفصة فی المخالفة حین تظاهرتا على رسول الله.

این سخن خداوند «ضرب الله...» مثلى است كه خداوند به منظور ترساندن عائشه و حفصه نازل كرده است ؛ در آن هنگام كه مخالفت كردند و علیه رسول خدا هم‌پیمان شدند .

الجامع لأحكام القرآن، ج 18، ص 202 ، ناشر: دار الشعب – القاهرة.

2) ابن قیم الجوزیه بارزترین شاگرد ابن تیمیه :

ثُمَّ فی هذه الْأَمْثَالِ من الْأَسْرَارِ الْبَدِیعَةِ ما یُنَاسِبُ سِیَاقَ السُّورَةِ فَإِنَّهَا سِیقَتْ فی ذِكْرِ أَزْوَاجِ النبی صلى اللَّهُ علیه وسلم وَ التَّحْذِیرِ من تَظَاهُرِهِنَّ علیه وَ أَنَّهُنَّ إنْ لم یُطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یُرِدْنَ الدَّارَ الْآخِرَةَ لم یَنْفَعْهُنَّ اتِّصَالُهُنَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه و سلم كما لم یَنْفَعْ امْرَأَة نُوحٍ وَ لُوط اتِّصَالهمَا بِهِمَا وَ لِهَذَا إنَّمَا ضَرْب فی هذه السُّورَةِ مَثَلَ اتِّصَالَ النِّكَاحِ دُونَ الْقَرَابَةِ. قال یحیى بن سَلَّامٍ ضَرَبَ اللَّهُ الْمَثَلَ الْأَوَّلَ یُحَذِّرُ عَائِشَةَ وَ حَفْصَةَ ثُمَّ ضَرَبَ لَهُمَا الْمَثَلَ الثَّانِیَ یُحَرِّضُهُمَا على التَّمَسُّكِ بِالطَّاعَةِ.

در این مثال‌ها اسرار عالى نهفته است كه با سیاق آیه تناسب دارد؛ زیرا درباره همسران پیامبر و بر حذر داشتن آنان از نافرمانى آن حضرت نازل شده است كه اگر از خدا و رسول اطاعت نكنند و در عین حال مشتاق سعادت اخروى باشند، پیوند با رسول خدا (ص‌) نفعى براى آنان نخواهد داشت؛ همانگونه كه ازدواج با نوح و لوط براى همسران آنان فایده‌اى نداشت و به همین جهت هم در این سوره از رابطه سببى یعنى ازدواج مثال آورد نه نسبى مثل فرزند و غیره.

یحیى بن سلام گفته است: خداوند در مثال اول عائشه و حفصه را بر حذر داشته و در مثل دوم آن دو را به پیروى و اطاعت از رسول خدا (ص) ترغیب فرموده است.

إعلام الموقعین عن رب العالمین، ج 1، ص 189، تحقیق: طه عبد الرؤوف سعد، ناشر: دار الجیل – بیروت - 1973؛

الأمثال فی القرآن الكریم، ج 1، ص 57، تحقیق: إبراهیم محمد، ناشر: مكتبة الصحابة - طنطا – مصر - 1406، الطبعة: الأولى.

3) شوکانی از بزرگان جماعت عمریه:

و ما أحسن من قال فإن ذكر امرأتی النبیین بعد ذكر قصتهما و مظاهرتهما على رسول الله صلى الله علیه و إله و سلم یرشد أقم إرشاد و یلوح أبلغ تلویح إلى ان المراد تخویفهما مع سائر أمهات المؤمنین و بیان أنهما و إن كانتا تحت عصمة خیر خلق الله و خاتم رسله فإن ذلك لا یغنی عنهما من الله شیئا... .

و چه نیكو سخنى گفته است آنكه گفت: یاد آورى داستان دو نفر (عائشه و حفصه) از همسران پیامبر و حركت آن دو بر ضد رسول خدا (ص) ، محكمترین پیام و ارشاد را همراه دارد، كه به آن دو نفر و دیگر همسران رسول خدا (ص) اعلام مى‌دارد كه همسر خاتم پیامبران بودن سبب نجات آنان نخواهد بود.

فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة والدرایة من علم التفسیر، ج 5، ص 256، ناشر: دار الفكر – بیروت.

4) فیروز آبادی مفسر ،لغت شناس، و ادیب مشهور جماعت عمریه:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً... .

ثم خوّف عائشة و حفصة لإیذائهما النبى صلى الله علیه و سلم بامرأة نوح و امرأة لوط فقال «ضَرَبَ اللَّهُ» بین الله «مثلا» صفة «لِلَّذینَ كَفَرُوا» بالمرأتین الكافرتین «امْرَأَةَ نُوحٍ» و اهلة « وَ امْرَأَةَ لُوطٍ» و اعلة « كانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ» مرسلین «فَخانَتاهُما»... .

سپس [خداوند] عائشه و حفصه را به خاطر اذیت كردن پیامبر صلی الله علیه [و آله] و سلم مى‌ترساند و سرنوشت زن نوح و لوط را براى آن‌ها مثال مى‌زند و ... .

تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس، ج 1، ص 478 ، ناشر: دارالكتب العلمیة – لبنان.


ادامه مطلب

طبقه بندی: عثمان بن عفان، عایشه بنت ابوبكر، حفصه بنت عمر،
برچسب ها: عایشه، حفصه، سوره تحریم، مذمت، زن نوح، زن لوط، كافر، اذیت پیامبر، تشبیه، تشبیه قرآن، عثمان،

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

  • تهران
  • عطسه
  • ضایعات