تبلیغات
اهل بیت علیهم السلام - مشروعیت ازدواج موقت در کتب جماعت عمریه 2
تاریخ : چهارشنبه 11 بهمن 1391 | 06:06 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

 

  ادله حلیت متعه:

برای اثبات حلیت متعه - جدا از اجماعی که حتی جماعت عمری نیز آن را در مورد سالهای اولیه اسلام نقل کرده اند  - می‌توان از قرآن کریم و روایات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم استفاده نمود :

1) كلام خداوند متعال :

 

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أجُورَهُنَّ فَرِیضَةً) سوره نساء آیه 24 )

 

  اثبات نزول این آیه در مورد متعه :

الف) كلمات مفسرین در این زمینه :

مفسرین شیعه و عمری در این نکته که نزول این آیه در مورد متعه بوده است ، تقریبا اتفاق نظر دارند . و با اثبات این مطلب حلیت متعه ثابت شده و اثبات حرمت و یا نسخ آن به دلیل نیاز دارد :

 

1) وقال الجمهور : المراد نكاح المتعة الذی كان فی صدر  الإسلام

 

جمهور علما( مشهور علما) گفته‌اند که مراد از این آیه متعه است که در صدر اسلام  بوده است .

 

تفسیر القرطبی   ج 5 ص 130

 

2) و إلى ذلك ذهبت الإمامیة والآیة أحد أدلتهم على جواز المتعة وأیدوا استدلالهم بها بأنها فی حرف أبی   فما استمعتم به منهن   إلى أجل مسمى وكذلك قرأ ابن عباس وابن مسعود رضی الله تعالى عنهم والكلام فی ذلك شهیر ولا نزاع عندنا فی أنها أحلت ثم حرمت

 

و شیعه به همین نظر میل دارند و این آیه یکی از ادله ایشان بر جواز متعه است ؛ و استدلال خود را با این مطلب که این آیه در قرائت أبیّ و ابن عباس "إلی أجل مسمی" بوده است تایید می‌کنند ؛ و کلام در این مطلب مشهور است . ما نیز در این مطلبی بحثی نداریم که متعه در ابتدا حلال بود سپس حرام شد .

 

روح المعانی ج5/ص5

 

3) و قد استدل بعموم هذه الآیة على نكاح المتعة و لا شك أنه كان مشروعا فی ابتداء الإسلام ثم نسخ بعد ذلك و قد ذهب الشافعی و طائفة من العلماء إلى أنه أبیح ثم نسخ ثم أبیح ثم نسخ مرتین و قال آخرون أكثر من ذلك و قال آخرون إنما أبیح مرة ثم نسخ و لم‌یبح بعد ذلك و قد روى عن بن عباس و طائفة من الصحابة القول بإباحتها للضرورة و هو روایة عن الإمام أحمد و كان بن عباس و أبی بن كعب و سعید بن جبیر و السدی یقرؤون فما استمتعتم به منهن إلی أجل مسمی فآتوهن أجورهن فریضة و قال مجاهد نزلت فی نكاح المتعة

 

و به این آیه برای اثبات نکاح متعه استدلال شده است ؛ و شکی نیست که  متعه در ابتدا جایز بوده است و سپس نسخ شده است ؛ و شافعی همین نظر را دارد و عده ای چنین می‌گویند که در ابتدا جایز شد و سپس نسخ شد و دوباره مباح شد و دوباره نسخ شد ؛ و عده‌ای دیگر بیشتر از این نیز گفته اند . و عده‌ای نیز می‌گویند تنها یک بار جایز شده و بعد از آن حرام شده و دیگر جایز نشد . و مباح بودن آن به خاطر ضرورت ، از ابن عباس و عده‌ای از صحابه نقل شده است. و این روایت از امام احمد (احمد حنبل) است . و ابن‌عباس و أبی بن کعب و سعید بن جبیر و سدی آیه را چنین می‌خواندند: " إلی أجل مسمی ..." و مجاهى نیز گفته است که در نکاح متعه نازل شده است .

 

 تفسیر ابن كثیر ج1/ص475

 

 در کتب ذیل همین مطلب به بیان های مختلف آمده است :

 

 فتح القدیر ج 1 ص499 - جامع البیان ج 5 ص18 بتحقیق صدقی جمیل العطار  چاپ دار الفكر بیروت - تفسیر أبی حیّان ج 3 ص 218- در المنثور ج2 ص140، چاپ مطبعة الفتح  جدّة - نواسخ القرآن ابن الجوزی ص 124-  تفسیر الثعالبی ج 2 ص215 - تفسیر الرازی ج3 ص200

 

ب) قرائت بسیاری از صحابه :

 

طبق روایات جماعت عمریه ، بسیاری از صحابه و تابعین مانند ابن عباس و ابی بن کعب و مجاهد و سعید بن جبیر و ابن مسعود و سدی و دیگران این آیه را چنین قرائت می‌کرده‌اند:

 

"فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ إلیَ أجَلٍ مُسَمًّی  فَآتُوهُنَّ أجُورَهُنَّ"

 

1)  أخبرنا أبو زكریا العنبری حدثنا محمد بن عبد السلام حدثنا إسحاق بن إبراهیم أنبأ النضر بن شمیل أنبأ شعبة حدثنا أبو سلمة قال : سمعت أبا نضرة یقول قرأت على بن عباس رضی الله عنهما فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضة  قال بن عباس فما استمتعتم به منهن إلى أجل مسمى قال أبو نضرة فقلت ما نقرأها كذلك فقال بن عباس و الله لأنزلها الله كذلك هذا حدیث صحیح على شرط مسلم و لم یخرجاه

 

شنیدم ابانضره را که می‌گوید بر ابن عباس این آیه را خواندم که زنانی را که ایشان را متعه کرده‌اید پس اجر ایشان را به عنوان واجب و فریضه به ایشان بدهید .

ابن عباس گفت زنانی را که ایشان را متعه کرده اید تا زمان معین ابونضره گفت: ما آن را چنین نمی‌خوانیم . ابن عباس گفت قسم به خداوند که خدا آن را چنین نازل کرد .

این حدیث بنا بر نظر مسلم (در شروط صحت حدیث) صحیح است ولی بخاری و مسلم آن را در کتب خودشان نیاورده اند .

 

المستدرك على الصحیحین ج2 ص334 شماره 3192

 

قرائت ایشان در کتابهای ذیل نیز نقل شده است :

 

جامع البیان ج 5 ص19 - المصنف لعبد الرزاق الصنعانی ج 7 ص 497 و 498- شرح النووی على صحیح مسلم ج 9 ص 179- الكشاف للزمخشری ج 1 ص519- أحكام القرآن للجصاص ج 2 ص 185- تفسیر القرطبی ج5 ص130- تفسیر ابن كثیر ج1 ص486 - الدر المنثور ج 2 ص 139و 140 و... 

پس مقصود این آیه همان ازدواج تا زمان معین و متعه است . جدا از لفظ استمتاع که در نص آیه آمده و می‌تواند دلیل دیگری بر اراده متعه باشد .

 

2) نهی عمر بن خطاب از دو متعه حلال

از اموری که دلالت بر حلیت متعه می‌کند ، کلام عمر بن الخطاب است که گفت : دو متعه در زمان رسول‌خدا حلال بود . من از آن دو نهی می‌کنم و بر (انجام دادن) آن دو عقاب می‌نمایم .

 

اگر در زمینه متعه نسخی از جانب رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و سلم موجود بود ، قطعا عمر به آن استشهاد می‌کرد ، اما چنین نکرده است . بنابراین ، روایت صراحت دارد در اینکه متعه در زمان رسول‌خدا حلال بوده است و تحریم آن نظر شخصی عمر است .

 

مدارک این روایت در کتب جماعت عمریه :

 

سرخسی در دو کتاب خود این روایت را از جمله روایاتی می‌داند که با سند صحیح از عمر نقل شده است :

 

و قد صحّ أنّ عمر رضى اللّه عنه نهى الناس عن المتعة فقال:  متعتان كانتا على عهد رسول اللّه صلى اللّه علیه و سلم و أنا أنهى الناس عنهما ؛ متعة النساء، و متعة الحج .

 

با روایت صحیح از عمر نقل شده است که وی مردم را از متعه نهی کرد ، پس گفت : دو متعه در زمان رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و سلم حلال بود و من نهی می‌كنم مردم را از آن دو ؛ متعه زنان و حج تمتع

 

المبسوط للسرخسی ج4 ص27 - أصول السرخسی ج2 ص6

 

 همین روایت در کتب ذیل نیز نقل شده است :

 

مسند أحمد بن حنبل ج3 ص325 ش 14519  - المغنی ج7 ص136چاپ دار الفکر 1405- أحكام القرآن للجصاص ج1 ص347 چاپ دار احیاء التراث العربی - تفسیر القرطبی ج2 ص392 -  تذكرة الحفاظ ج1 ص366 - التفسیر الكبیر ج5 ص130 چاپ اول دار الکتب العلمیه بیروت - بدایة المجتهد ج1 ص244 چاپ دار الفکر بیروت - وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان ج6 ص150 دار الثقافة لبنان

 

ماجرای یحیی بن اکثم و این روایت :

در همین زمینه روایتی از یحیی بن اکثم نقل شده است که جالب توجه است :

 

قال یحیى بن أكثم لشیخ بالبصرة: بمن اقتدیت فی جواز المتعة؟ قال: بعمر بن الخطاب رضى اللّه عنه. قال: كیف وعمر كان أشدّ الناس فیها؟ قال: لأنّ الخبر الصحیح أنّه صعد المنبر فقال: إنّ اللّه و رسوله قد أحلاّ لكم متعتین وإنّی محرّمهما علیكم وأعاقب علیهما. قبلنا شهادته ولم نقبل تحریمه. 

 

محاضرات الأدباء ج3 ص214

 

یحیی بن أكثم به یكی از شیوخ در بصره گفت در جواز متعه از چه کسی تبعیت می‌کنی ؟ گفت از عمر . سوال کرد که چگونه و حال آنکه عمر از سخت‌گیرترین مردمان در مورد متعه بود . گفت چون روایت صحیح می‌گوید که وی بالای منبر رفت و گفت خداوند و رسول وی متعه را حلال کردند و من آن را بر شما حرام می‌کنم و برای آن عقوبت ؛ پس ما شهادتش را ( در مورد حلیت آن از نظر خدا و رسولش) قبول کردیم اما حرام کردنش را (توسط عمر) قبول ننمودیم .

 

ماجرای مامون خلیفه عباسی و این روایت :

همچنین مأمون خلیفه عباسی - که در نظر ایشان امیر المؤمنین بوده است - نیز ماجرای جالبی در مورد این روایت دارد :

ایشان می‌گویند روزی مامون دستور داد تا در بین مردم به حلیت متعه ندا دهند (یعنی بگویند که متعه رسما حلال است ) . محمد بن منصور و ابوالعیناء از فقهای دربار وی بر وی داخل شدند تا شاید نظر وی را برگردانند. در حالیکه وی با عصبانیت مشغول مسواک کردن بود ، کلام عمر را ذکر کرده و گفت :

" دو متعه در زمان رسول خدا و ابو بکر بود و من آن دو را حرام می‌کنم !!!"

تو که هستی ای چپ چشم ( کنایه از کسی که به مطالب با دید درست نگاه نمی‌کند) تا از آنچه که رسول‌خدا و ابو بکر انجام داده‌اند نهی کنی؟

پس محمد بن منصور خواست با وی سخن بگوید اما ابوالعیناء به وی گفت کسی که صراحتا در مورد عمر چنین سخن می‌گوید ما به وی چه بگوییم؟

در این هنگام یحیی بن اکثم بر وی وارد شده و با وی خلوت کرد و آنقدر با وی سخن گفت تا وی را از این نظر باز گرداند .

 

تاریخ بغداد ج 14 ص 203- تاریخ مدینة دمشق ج 64 ص 71- تهذیب الكمال ج 31 ص 214- وفیات  الأعیان ج 5 ص 197




طبقه بندی: عمر بن خطاب، بطلان احكام جماعت عمریه، پاسخ به شبهات مخالفین،
برچسب ها: مشروعت ازدواج موقت، كتب جماعت عمریه، حلیت متعه، متعه، ازدواج موقت، عمر بن خطاب، دو متعه، متعه چیست ؟،

  • تهران
  • عطسه
  • ضایعات