تبلیغات
اهل بیت علیهم السلام - اثبات كذب حدیث عشره مبشره
تاریخ : شنبه 11 خرداد 1392 | 01:34 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

[http://www.aparat.com/v/YHPja]

عشره مبشره ، واژه ترکیبی مصطلح در تاریخ و حدیث جماعت عمریه است. بر طبق این حدیث پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ­ده­ نفر بشارت بهشت داده است؛ یعنی این كه این ده نفر قطعا بهشتی هستند و حتی با وجود گناهان متعدد، هرگز داخل جهنم نخواهند شد. این ده نفر بر طبق سنن ترمذی افراد ذیل هستند :

حدثنا قتیبة أخبرنا عبد العزیز بن محمد، عن عبد الرحمن بن حمید، عن أبیه، عن عبد الرحمن بن عوف، قال: قال رسول‌الله(صل‌الله­‌علیه‌وآله) : « أبوبكر فی الجنة، و عمر فی الجنة، و عثمان فی الجنة، و على فی الجنة، و طلحة فی الجنة، و الزبیر فی الجنة، و عبد الرحمن بن عوف فی الجنة، و سعد بن أبی‌وقاص فی الجنة، و سعید بن زید فی الجنة، و أبوعبیدة بن الجراح فی الجنة».

ابوبکر بن ابی‌قحافه؛ او نخستین خلیفه از خلفای راشدین است.

عمر بن خطاب؛ وی 5 سال قبل از هجرت به مدینه اسلام آورد و در سال 11 ه.ق. بنا به وصیت ابوبکر به خلافت رسید.

عثمان بن عفان؛ او بعد از مرگ عمر به سال 23 ه.ق. از طریق شورایی که عمر اعضای آن را معیّن کرده بود، به خلافت رسید. وی در دستیابی بنی‌­امیه به قدرت نقش اساسی داشت.

امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب(ع)؛ اولین مردی بود که اسلام آورد و پس از عثمان به سال 35 ه.ق. با بیعت عمومی به خلافت رسید.

طلحة بن عبیدالله؛ وی به همراه عایشه جنگ جمل را طراحی کرد و در همین جنگ به تیر مروان بن حکم کشته شد.

زبیر بن عوام؛ وی در تمامی غزوات شرکت داشت. از اصحاب جمل بود و چون تصمیم به کناره‌گیری گرفت در بین راه، توسط ابن جرموذ کشته شد.

عبدالرحمن بن عوف؛ یکی از معاریف صحابه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و از اشخاص حاضر در شورای منتخب عمر. وی در دستیابی عثمان به خلافت تاثیری تامّ و تمام داشت.

سعد بن ابی‌وقاص؛ وی یکی از اعضای شورای 6 نفره عمر برای تعیین خلیفه بود.

سعید بن زید؛ از صحابه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و از اولین كسانی بود كه اسلام آورد و در همه غزوات به جز بدر شرکت داشت. طبق یک سند، همین شخص راوی حدیث عشره مبشره است.

ابوعبیده عامر بن عبدالله بن جرّاح؛ وی در تمامی غزوات شرکت داشته است و از متخلفین جیش اسامه و فعالان در به خلافت رساندن ابوبکر به شمار می‌رود.

  

بررسی سندی حدیث :

 

1) با اینکه این روایت در میان جماعت عمریه معروف است و در کتاب‏های مختلف از طرق گوناگون نقل شده، ولی در مهم‏ترین کتب حدیثی این جماعت یعنی در کتاب‏های صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل نشده است. این موضوع در ذهن ایجاد سؤال می‌کند و این احتمال را در ذهن به وجود می‌آورد که مؤلفین آنها، اعتمادی به این حدیث نداشته و گر نه این حدیث را در ضمن مناقب یکی از آن ده نفر نقل می‌نمودند. با اینکه احادیثی را در فضیلت بعضی از آنان نقل کرده‌‏اند، که اهمیتش بسیار کمتر از بشارت به بهشت است، که در این حدیث وجود دارد.

2) حدیث عشره مبشره، در سُنن ترمذی و مسند احمد حنبل، تحت عنوان «حدیث عبدالرحمن بن عوف» آمده است. این حدیث از قول حُمید بن عبدالرحمن نقل شده است که می‌گوید: « من حدیث عشره مبشره را از پدرم شنیدم و او از پیامبر اکرم(ص) آن را نقل کرده است ». این در حالی است که حُمید بن عبدالرحمن، متولد سال 32 ه.ق. است [1] و پدرش (عبدالرحمن بن عوف) در همان سال یا سال 33 از دنیا رفته است.[2] بنابراین حمید بن عبدالرحمن هنگام فوت پدرش، حدود یک سال یا کم‏تر داشته است. با این حال، او چگونه می‌توانسته است از پدرش حدیث نقل کند ؟! از طرفی، در سند این روایت، شخصی به نام عبدالعزیز بن محمد دراوردی است که طبق نظر ابوحاتم، سخنانش قابل احتجاج نیست.[3]

3) حدیث عشره مبشره در سنن ابی‌داود، باب الخلفأ، از سعید بن زید نقل شده است.[4] در سند این روایت شخصی به نام عبدالله بن ظالم است که بخاری و مسلم از احتجاج به حدیث وی استنکاف می‌ورزیده‏‌اند. بخاری گفته است: «حدیث وی صحیح نیست ».[5]

4) حدیث فوق در سنن ترمذی،[6] کتاب المناقب، باب مناقب ابی‌الاعور (سعید بن زید) از طریق دیگری نیز نقل شده است. در سند او شخصی به نام حجاج بن محمد مصیصی است که قیروانی او را در کتاب خود، ضعیف شمرده است.[7] همچنین در سنن ترمذی، باب مناقب عبدالرحمن بن عوف، طریق دیگری برای این حدیث نقل شده، در سندش فردی به نام موسی بن یعقوب زمعی است،[8] و علی بن المدینی، حدیث وی را ضعیف و ناشناخته دانسته است.[9] حدیث عشره مبشره در سنن ابن‌ماجه، مقدمه باب 11، در قسمت فضائل العشرْ آمده است،[10] و در طریق آن هشام بن عمار است که ابوداود درباره‏‌اش می‌گوید: « وی چهارصد حدیث مسند نقل کرده است که بدون پایه و اساس است ».[11] این روایت در سنن ابی‌داود[12] هم به طریقی حکایت شده است در زمره اسناد آن کسی به نام عبدالواحد بن زیاد عبدی بصری وجود دارد و این شخص، به نظر کسانی مانند ابن‌حبان، غیر قابل اعتماد است.[13] این حدیث را طبرانی هم در المعجم‌الأوسط نقل کرده، اما در سندش شخصی به نام ولید بن عبدالله بن جمیع زهری است که ابن‌حبان وی را در کتاب الضعفا در شمار راویان ضعیف و غیر قابل اعتماد آورده است؛ البته او در کتاب الثقات هم روایت عشره مبشره را مطرح کرده است،[14] و این، بسیار شگفت‏‌انگیز است. عقیلی هم می‌گوید: در روایت وی اضطراب وجود دارد.[15]

5) علامه امینی پس از ذکر حدیث عشره مبشره از کتب مخالفین، می‌گوید : «چنان‏که مشاهده می‌شود، سند روایت‏های احمد حنبل و ابوداود، به عبدالرحمن بن عوف و سعید بن زید منتهی می‌شود و طریق عبدالرحمن یک بار به عبدالرحمن بن حمید بن عبدالرحمن زهری از پدرش از عبدالرحمن بن عوف، و یک بار هم به رسول خدا(ص) می‌رسد، و این اسناد، باطل است و ناتمام؛ زیرا حمید بن عبدالرحمن، پدر عبدالرحمن بن حمید، صحابی نبود، بلکه تابعی بوده و عبدالرحمن بن عوف را درک نکرده است. حمید بن عبدالرحمن در 73 سالگی، یعنی در سال 105 ه.ق. از دنیا رفته است؛ بنابراین او در سال 32 ه.ق. ، یعنی درست سالی که عبدالرحمن بن عوف، از دنیا رفته یا یک سال بعد از آن، متولد شده است. با این حال، چگونه می‌تواند از عبدالرحمن بن عوف روایت نقل کرده باشد ؟ به این دلیل است که ابن‌حجر به طور جزم، روایت حمید بن عبدالرحمن را از عمر و عثمان، منقطع و غیر قابل اسناد می‌داند و این در حالی است که عثمان بعد از عبدالرحمن بن عوف از دنیا رفته است. پس سند این دو طریق، صحیح نیست. می‌ماند طریق سعید بن زید، طریقی که او خود را در آن جزو 10 تنی که به بهشت بشارت یافته‌‏اند، به شمار آورده است. سعید چنین روایتی را در کوفه در ایام معاویه روایت کرده، و این حدیث از وی تا آن زمان شنیده نشده بود و پیش از آن نیز هیچ کس از وی نقل نکرده؛ فقط در آن زمان که دوران تبهکاری و جعل حدیث و تبلیغات سوء بوده، آن را به زبان آورده است. کسی از این صحابی نپرسید که چه سرّ و رمزی در کارش بود که آن حدیث را مکتوم داشته و هیچ گاه نقل نکرده، حتی در دوره خلفای راشدین نیز یاد ننموده است، در حالی که او و دیگر اصحاب، سخت به چنین روایتی نیاز داشته‏اند تا موضع خویش را مستحکم سازند و آن را حجت خود سازند و در اقناعِ منطقی دیگران از آن سود گیرند و از خون‏ریزیها جلوگیری نمایند و بسیاری از حقوق را که در آن سال‏های پر کشمکش و خونین، پایمال گشته بود، محفوظ و در امان بدارند. گویی این حدیث، درست در روزی که معاویه بر تخت سلطنت نشست و رژیم فاسدش را بر مسلمانان تحمیل کرد، به او الهام شده است . سعید بن زید هنگامی که نتوانست حملات و دشنام‏های مخالفین [امیرالمؤمنین حضرت] علی(ع) را تحمل کند و در برابر کسانی که معاویه بر کوفه گماشته بود، نتوانست مقاومت نماید، بر جان خویش بیمناک شد؛ خصوصاً این که او نسبت به دستگاه حاکمه وقت هم در موضعی مخالف بود و از بیعت با ولایتعهدی یزید خودداری ورزیده و در این زمینه سخنی تند به مروان بن حکم گفته بود. از این روی، او برای این که خود را از آسیب وی برهاند، این روایت را جعل کرد تا آن را سپر حمایتی خویش قرار دهد و اتهام علاقه‏‌مندی و عشق به [امیرالمؤمنین حضرت] علی(ع) را از خویش دور سازد؛ زیرا در آن عصر هر کس را که طرفدار و دوستدار [امیرالمؤمنین حضرت] امام علی(ع) یا متهم به چنین عقیده‏ای می‌شناختند، در معرضِ شکنجه و آزارهای گوناگون و زندانی و اعدام قرار می‌دادند . بدین‏سان، سعید با جعل این حدیث و بخشیدن بهشت به مخالفان و دشمنان [امیرالمؤمنین حضرت] علی(ع) و کسانی که از بیعت با [امیرالمؤمنین حضرت] علی(ع) سر باز زده و علیه خلافتش قیام مسلحانه کرده بودند، حاکم وقت را خشنود و خطر شکنجه و مرگ را از خود دور نمود.

 

اختلاف در متن حدیث :

در یکی از نقل­‌ها ابوعبیده، جزو ده تن است، ولی­ در روایتی که مستدرک نقل کرده، به جای وی نام ابن‌مسعود آمده است. در روایتی که در سنن ابی­‌داود و سنن ابن‌­ماجه نقل شده به جای هر دوی آنها نام رسول­‌خدا(ص) عنوان شده است. [در"الاستیعاب"به این اختلافات اشاره شده است.] همچنین در یکی از روایات ابی­‌داود، یکی از آن ده تن، سعد بن ابی­‌وقاص است؛ اما در روایات دیگری که ابی­‌داود ناقل آن است، به جای سعد بن ابی‌­وقاص، سعد بن مالک ذکر شده است.

نکته دیگری که باعث تضعیف این حدیث می‌شود، آن که نام عبدالرحمن بن عوف و سعید بن زید جزء افراد بشارت داده شده به بهشت است؛ این در حالی است که آنان خود این حدیث را نقل کرده‌‏اند و این موجب شک و تردید است. از طرفی، چرا این حدیث به وسیله هشت نفر دیگر، نقل نشده است ؟! چرا در روز سقیفه که بر سر خلافت، اختلاف بود و مهاجرین برای شایستگی خود فضایلی را نقل می‌کردند، کسی به این حدیث استناد نکرد ؟! آیا این سؤالات و نظایر آن، حاکی از این نیست که چنین حدیثی اصلاً وجود نداشته و بعدها جعل شده است ؟!

 

مخالفت با قرآن :

 

اگر قرار باشد كه عشره مبشره با وجود هر گونه گناه صد در صد بهشتی باشند، پس باید پیامبر اسلام(صلی‌الله­‌علیه‌وآله) هم به طریق اولی این چنین باشد؛ در حالی كه قرآن كریم خلاف آن را می‌گوید.

خداوند در قرآن كریم خطاب به پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید :

 

وَ لَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلًا. إِذًا لَأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَیَاةِ وَ ضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَیْنَا نَصِیرًا. (اسراء/75_74)

 

« و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌گرداندیم،نزدیك بود كه به مشركین اندك تمایل و اعتمادی بكنی. كه در این صورت،كیفر این عمل تو را به تو می‌چشاندیم و عذاب تو را در دنیا و آخرت مضاعف می‌كردیم، آن‌گاه از قهر و خشم ما هیچ یاوری بر خود نمی‌یافتی »

خداوند در قرآن كریم چنان حمایتی از پیامبرش كرده كه از احدی نكرده است؛ اما با این‌حال، به او می‌گوید كه اگر كمی از راه حق منحرف شوی و به مشركین تمایل پیدا كنی، تو را عذاب خواهم كرد !

با این وضعیت، چگونه ممكن است به اصحاب او آن چنان آزادی داده شود که با وجود هر گناهی باز هم به بهشت برین راه یابند ؟!

 

مخالفت با عقل :

 

1) جماعت مخالفین ممكن است به دلیل احترام و امتیاز وی‍ژه‌ای كه برای رسول خدا(ص) قائل‌اند ، اصحاب حضرت را نیز دارای این ویژگی دانسته و دایره عصمت و پاكی را از پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت علیهم‌السلام كه منصوص قرآن كریم هستند گسترده‌تر نموده و تمام صحابه را نیز در بر بگیرند . این دیدگاه از چند جهت دارای آسیب‌های جدی می‌باشد :

الف : از دیدگاه مخالفین صحابی كسی است كه پیامبراسلام(ص) را مؤمناً درك كرده و حتی حدیثی را از ایشان نقل نموده باشد ، با توجه به این دیدگاه اگر یك شخص بیابانگردی كه یك روز قبل از رحلت پیامبر(ص) ایمان آورده و به صورت اتفاقی سخنی را از رسول خدا شنیده باشد ، این فرد از صحابه بوده و طبق برخی از احادیث اگر هر شخصی در زمان‌های بعدی به او تمسك جوید ،‌ هدایت خواهد یافت.

ب : با استناد به قطعی‌ترین منابع تاریخی برخی از صحابه مرتكب گناهانی چون نسبت دادن زنا به زنان پیامبراكرم(ص)،‌ قتل ، زنا ، شورش بر علیه خلیفه اسلامی ، تصاحب بیت‌المال و … شده‌اند. آیا ما اگر به این دسته از صحابه تمسك جوییم هر چند كه از عشره مبشره باشند ، هدایت خواهیم یافت . آیا طلحه و زبیر از عشره مبشره نیستند و آیا آنها در قتل عثمان نقش نداشتند ، آیا آنها در شورش بر علیه امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) كه خلیفه رسمی جهان اسلام بود شركت نداشتند ،‌ آیا آنها در غارت بیت‌المال بصره شركت نداشتند ، آیا آنها در كشتن 12000 تا40000  نفر اهل قبله و مسلمان در جنگ جمل نقش نداشتند. و در نهایت آیا با علم و حكمت و عدالت خداوند سازگار است كه یك نفر كه طبق تقدیر خداوند در سال 1430 هجری قمری به دنیا آمده و مرتكب یك قتل شده به جهنم برود ولی یك نفر كه 1400 سال پیش مرتكب دزدی ، خروج بر خلیفه و هزاران قتل شده است ، تنها به دلیل اینكه صحابی است از عدالت خداوند به دور باشد.
ج : اگر هم مضمون روایات عشره مبشره را بپذیریم ، معنای آن این خواهد بود كه تا مادامی كه در راه اسلام و تبعیت از سنت نبوی هستند ، مسیر شما به بهشت منتهی خواهد شد.

د : اگر روایت عشره مبشره را با تمام نواقصش بپذیریم ، كدام یك از این ده نفر الگو و اسوه ما خواهند بود ، طلحه ، زبیر ، عمر ، ابوبكر ، سعد بن ابی‌وقاص كدام ؟؟؟؟؟

- آیا ابوبكركه خلافت را به دست گرفت به دین عمل كرد یا زبیری كه از بیعت با او سر باز زد ؟

- آیا عثمانی كه كشته شد عامل به دین بود یا طلحه و زبیری كه از محركان قتل او بودند ؟

- آیا طلحه و زبیری كه بر علیه خلافت امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) شورش كردند بر دین عمل كردند یا آن دسته از عشره مبشره كه با آنها همراهی نكرده و یا در مقابل آنها قرار گرفتند ؟

- آیا از این عشره مبشره می‌شود كه قاتل و مقتول (طلحه و عثمان) هر دو در بهشت باشند ؟؟؟؟؟؟؟

2) این حدیث متضمن اضداد است و این به معنای تضاد در دین و بطلان دین است؛ چون اجتماع ضدین از محالات عقلی است. توضیح این که خط فکری ابوبكر با عمر فرق داشت و گاهی یكدیگر را نفی می‌كردند، طرز تفکر عثمان نیز با این دو فرق می‌كرد، و مبانی فکری و عقیدتی امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) با هر سه فرق داشت و اصلا ارزشی برای سنت شیخین(ابوبكر و عمر) قائل نبود؛ و به همین دلیل در روز شورا شرط پیروی از سیره شیخین را نپذیرفت. خط فکری عبدالرحمن بن عوف با عثمان كاملا متناقض و متضاد بود، تا جایی که تا آخر عمر با عثمان قهر بود. خط مشی و روش امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) با طلحه و زبیر فرق می‌كرد و لذا هر یک ریختن خون دیگری را مباح می‌دانست.

 

 

منابع :

1- تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج 3، ص 41 - 40، (نشر دارالفکر، چاپ اول، 1404ه)

2- تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ترجمه عبدالرحمن بن عوف، ج 6، ص 222 (دارالفکر)

3- ر.ک. : میزان الاعتدال، ذهبی، ترجمه عبدالعزیز محمد دراوردی، ج 2، ص 634 (تحقیق علی محمد البجاوی، نشردارالفکر)

4- سنن ابی‌داود، تحقیق سعید محمد لحام، ج 3 و 4، کتاب السنْ، باب 9، فی الخلفأ، ص 401 (دارالفکر، چاپ اول، 1410)

5- ر.ک. : المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، بذیله التلخیص للذهبی، الجز الثالث، ص 317، کتاب معرفْ الصحابْ، (دارالکتاب العربی، بیروت)

6- الجامع الصحیح، تحقیق ابراهیم عطوه عوض، ج 5، ص 652 (داراحیاء التراث العربی، بیروت)

7- ر.ک. : تهذیب التهذیب، ابن حجر، ترجمه حجاج بن محمد مصیصی، ج 2، ص 181 (دارالفکر، چاپ اول، 1404ه)

8- الجامع الصحیح، ج 5، ص 648

9- تذکر : ترمذی صاحب سنن پس از نقل برخی از این روایات گفته این حدیث صحیح است یا حسن است اما باید توجه داشت که علمای حدیث شناس جماعت عمریه به این گونه عمل ترمذی توجهی نمی‌کنند و او را در این جهت سهل‏انگار می‌دانند چه اینکه گاه از افرادی حدیث نقل می‌کند و صحیح می‌نامد که اکثر علمای رجال آنها را ضعیف و یا دروغگو می‌دانند، مبارکفوری که سنن ترمذی را شرح کرده در مقدمه کتابش گوید: «ترمذی هر چند در حدیث امام بود و جلالت شأن داشت اما در صحیح یا حسن نامیدن احادیث سهل‏انگار بود». و نیز ذهبی در میزان الاعتدال در ترجمه کثیر بن عبدالله بن عمرو و بن عوف المدنی گوید : « علما بر تصحیح ترمذی (صحیح دانستن وی حدیثی را) اعتمادی ندارند.

10- سنن ابن ماجه، ج 1، ص 48، باب 11 باب فی فضائل اصحاب رسول الله، فضائل العشرْ

11- تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ج 11، ص 47، ترجمه هشام بن عمار بن نصیر، (دارالفکر)

12- سنن ابی داود، ج 3 و 4، ص 402

13- ر.ک. : تذکرْ الحفاظ، ذهبی، ترجمه عبدالواحد بن زیاد عبدی بصری، ج 1، ص 258، (دارالکتب العلمیه، بیروت)

14- ر.ک. : تهذیب التهذیب، ابن حجر، ترجمه ولید بن عبدالله بن جمیع زهری، ج 11، ص 122، (دارالفکر)

15- ر.ک. : تهذیب التهذیب، ابن حجر، ترجمه ولید بن عبدالله بن جمیع زهری، ج 11، ص 122

16- سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، قم: دانش، چ دوم 1376،ج 1، 6 و 7

17- بن عیسی محمد الترمذی، جامع الترمذی، باب مناقب عبدالرحمن بن عوف، من مجموعه الکتب السته، باشراف صالح بن عبدالعزیز، عربستان، دارالسلام، چ3، 1421ه.ق، ص 2037

18- العسقلانی، شهاب الدین، تهذیب التهذیب، بیروت، دار الفکر، ط1، 1404، ج3، ج5

19- ابی عبدالله محمد بن یزید ابن ماجه، سنن ابن ماجه، باب فی فضائل اصحاب رسول الله(ص)، من مجموعه الکتب السته، باشراف صالح بن عبدالعزیز، عربستان، دارالسلام، چ3، 1421ه.ق، ص2485

20- ابی داوود سلیمان بن الاشعث، سنن ابی داود، باب فی الخلفا، من مجموعه الکتب السته، باشراف صالح بن عبدالعزیز، عربستان، دارالسلام، چ3، 1421ه.ق، ص 1564

21- بن سورْ، محمد بن عیسی؛ الجامع الصحیح، کتابْ المناقب، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، ج 5، باب مناقب عبدالرحمن بن عوف.

22- حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، الجزء الثالث، کتاب معرفْ الصحابْ، باب مناقب عبدالله بن مسعود.

23- الاستیعاب بهامش الاصابه لابن حجر، الجز الثالث، ص 2 حرف "ه" باب عامر، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول 1328ه.ق.


طبقه بندی: اصحاب رسول خدا (ص)، روایات جعلی جماعت عمریه،
برچسب ها: افسانه عشره مبشره، بررسی سند عشره مبشره، حدیث عشره مبشره، دروغ عشره مبشره، عشرة مبشرة، حشره منتشره، اصحاب، اصحاب رسول خدا(ص)، كذب، دروغ، جعل،

  • تهران
  • عطسه
  • ضایعات