تبلیغات
اهل بیت علیهم السلام - آیا خداوند همیشه و دائما از صحابه راضی است؟
تاریخ : یکشنبه 19 خرداد 1392 | 05:31 ب.ظ | نویسنده : رضا یزدی

بسم اللهّ  الرّحمن الرّحیم

الحمدللهّ  ربِّ العالمین و صلَّ اللّه  علی محمَّد و آله الطاهرین

[http://www.aparat.com/v/sTyoK]
شبهه مخالفین :

خداوند در قرآن كریم مى‌فرماید:

وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظیم‏. التوبة / 100.

پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و افرادى كه به نیكى از آن‌ها پیروى كردند، خداوند از آن‌ها خشنود گشت، و آن‌ها (نیز) از او خشنود شدند و باغ‌هایى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، كه نهرها از زیر درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و این است پیروزى بزرگ!

خداوند در این آیه از پیشى گیرندگان مهاجر و انصار كه ابوبكر و عمر نیز به طور قطع جزء آن‌ها هستند، رضایت دائمى خود را اعلام و به آن‌ها وعده بهشت داده است؛ اما شما با مطرح كردن قضیه هجوم به خانه فاطمه، غصب خلافت و ... در حقیقت این آیه را انكار مى‌كنید و از افرادى كه خداوند به صورت دائم از آن‌ها راضى شده است، ناراضى هستید و به آنان تهمت‌هاى ناروا مى‌زنید.

 

پاسخ :

مگر « أبوالغادیه » که از صحابه « و السابقون الأولون » بود ، جزء همان گروه نابکاری که رسول‌اکرم(ص) پیش‌بینی کرده بود ، نبود که عمار را کشت ، پس چگونه خداوند از او راضی و خشنود است  !!!

تاریخ صدر اسلام شاهد حضور چهره‌هایى در میان (و السابقون الأولون) است كه به اتفاق شیعه و عمریه، مورد غضب خداوند بوده كه جایگاهشان آتش جهنم خواهد بود. از جمله این افراد كسانى همچون ابوالغادیه قاتل عمار یاسر است.

ابن تیمیه حرانى درباره او مى‌نویسد:

كان مع معاویة بعض السابقین الأولین و إن قاتل عمار بن یاسر هو أبو الغادیة و كان ممن بایع تحت الشجرة و هم السابقون الأولون ذكر ذلك ابن حزم و غیره.

برخى از السابقون الأولون (مهاجران نخستین) دور و بر معاویه بودند كه یكى از آنان ابوالغادیه قاتل عمار بن یاسر است، او كسى است كه در بیعت شجره (بیعت رضوان) حضور داشت و با پیامبر بیعت كرد، این مطلب را ابن‌حزم و دیگران نقل كرده‌اند.

الحرانی، أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة أبو العباس (متوفای728هـ)، منهاج السنة النبویة، ج6، ص333، تحقیق د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.

 

در حالى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله در باره وى و گروهى كه او به آن‌ها تعلق داشت، فرمود:

وَیْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ، یَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ، وَ یَدْعُونَهُ إِلَى النَّار.

عمار را گروه نابكار مى‌كشند؛ در حالى كه عمار آن‌ها را به سوى بهشت و آن‌ها عمار را به سوى آتش دعوت مى‌كنند.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ) ، صحیح البخاری، ج 1، ص172، ح436، كتاب الصلاة،بَاب التَّعَاوُنِ فی بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، و ج3، ص1035، ح 2657، الجهاد والسیر، باب مَسْحِ الْغُبَارِ عَنِ النَّاسِ فِی السَّبِیلِ، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ – 1987م.

 

جالب این است كه خود ابوالغادیه، قاتل عمار، نقل كرده است كه كشنده عمار در آتش است.

ذهبى در میزان الإعتدال مى‌نویسد:

عن أبی‌الغادیة سمعت رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول:  قاتل عمار فی النار و هذا شیء عجیب فإن عمارا قتله أبوالغادیة.

از ابوغادیه نقل شده است كه گفت: از رسول خدا شنیدم كه فرمود: كشنده عمار در آتش است. و این چیزى است شگفت‌آور؛ زیرا خود ابوالغادیه عمار را كشته است.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ.)، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 2، ص 236، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1995م.

 

در نتیجه كسانى همچون ابوالغادیه، هر چند كه طبق نظر جماعت عمریه جزء «سابقون الأولون» بوده‌اند؛ اما به خاطر اعمالى كه پس از نزول آیه انجام داده‌اند، قطعا رضایت خداوند شامل حال آنها نمی‌شود.

 

مقصود از « السابقون » چیست و كیست ؟

سبقت كه در این آیه امتیازى بزرگ محسوب شده است؛ چه معنایى از آن اراده شده است؟ آیا صرفا اگر در مسلمان شدن فردى بر دیگرى تقدم داشته باشد، مصداق این آیه خواهد بود؟ و یا افزون بر پذیرش اسلام امتیازاتى از قبیل پایبندى به دستورات خداوند و پیشتاز بودن در كارهاى خیر و اطاعت و پیروى از رسول خدا صلى الله علیه و آله و در یك كلام در آزمون بزرگ مسلمانى پیروز شدن نیز لازم است؟

دانشمند بزرگ اسلامى مرحوم سید مرتضى رحمة الله علیه در این باره مى‌فرماید:

و أول ما نقوله: إن ظاهر هذه الآیة لا تقتضی أن السبق المذكور فیها إنما هو السبق إلى اظهار الإیمان و الاسلام و اتباع النبی صلى الله علیه و آله، لأن لفظ ( السابقین ) مشتركة غیر مختصة بالسبق إلى شئ بعینه.

و قد یجوز أن یكون المراد بها السبق إلى الطاعات، فقد یقال لمن تقدم فی الفضل و الخیر: سابق و متقدم. قال الله تعالى: (وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ. أُوْلَئكَ الْمُقَرَّبُون‏ ) (الواقعة / 10 و 11 ) فإنما أراد المعنى الذی ذكرناه، و قال تعالى: (ثمُ‏َّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَ مِنهُْم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنهُْمْ سَابِقُ بِالْخَیرَْاتِ ) (فاطر / 32 ) و یكون معنى قوله تعالى ( الأولون ) التأكید للسبق و التقدم و التدبیر فیه، كما یقال: سابق بالخیرات أول سابق.

و إذا لم یكن هاهنا دلالة تدل على أن المراد بالسبق فی الآیة إلى الإسلام فقد بطل غرض المخالفین و إذا ادعوا فیمن یذهبون إلى فضله و تقدمه أنه داخل فی هذه الآیة إذا حملنا على السبق فی الخیر و الدین احتاجوا إلى دلیل غیر ظاهر الآیة، و أنى لهم بذلك.

اقتضاى ظاهر آیه این است كه مقصود، سبقت در اظهار ایمان و اسلام و پیروى از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله نباشد؛ زیرا كلمه و لفظ (السابقون) معناى مشتركى دارد و به موضوع معینى اختصاص ندارد.

و از طرفى مى‌شود گفت: مقصود، سبقت در اطاعت و پیروى است؛ زیرا گاهى به افرادى كه امتیازى در خوبی‌ها و اعمال خیر دارند گفته مى‌شود او بر دیگران سبقت گرفته و مقدم است.

خداوند مى‌فرماید: سبقت گیرندگان مقدمند، آنان همان مقربانند. در این آیه خداوند همان چیزى كه ما گفتیم اراده فرموده است. و در آیه دیگر مى‌فرماید: سپس این كتاب را به آن بندگان خود كه آنان را برگزیده بودیم به میراث دادیم؛ پس برخى از آنان بر خود ستمكارند و برخى از ایشان میانه رو، و برخى از آنان در كارهاى نیك به فرمان خدا پیشگامند.

و معناى این فرمایش خداوند (الْأَوَّلُونَ) در آیه مورد بحث تاكید بر پیشتاز بودن و اندیشه در آن است؛ همانگونه كه گفته مى‌شود: پیشتاز در خوبی‌ها، نخستین فرد انجام دهنده آن است.

بنابراین هنگامى كه در این آیه دلیلى نباشد که بتواند سبقت در اسلام آوردن را به عنوان امتیاز معرفى كند، مقصود مخالفان باطل شده و هنگامى كه آیه را حمل بر سبقت در خیرات و دین كردیم، (و نه سبقت در اسلام آوردن) اگر بخواهند کسانى را که مدعى فضل و پیشگامى ایشان هستند (خلفا) را در این آیه وارد کنند به ناچار نیازمند این هستند كه دلیلى غیر از ظاهر آیه ارائه کنند؛ ولى چگونه مى‌توانند چنین دلیلى بیاورند؟!!!

المرتضی علم الهدی، أبو القاسم علی بن الحسین بن موسى بن محمد بن موسى بن إبراهیم بن الإمام موسى الكاظم علیه السلام (متوفای436هـ)، رسائل المرتضى، ج 3، ص 88، تحقیق: تقدیم: السید أحمد الحسینی / إعداد: السید مهدی الرجائی، ناشر: دار القرآن الكریم – قم، 1405هـ.

عمل صالح و حفظ ایمان شرط ورود به بهشت:

در بسیارى از آیات قرآن خداوند ورود به بهشت و حضور در جمع شایستگان را به بعضى از بندگانش وعده داده است كه البته این وعده بدون قید و شرط نبوده و نیست؛ بلكه بهره‌ورى و استفاده از نعمت‌هاى عالم آخرت براى كسانى است كه شرایط حضور در میعادگاه الهى را فراهم كرده باشند، به دیگر سخن آن‌كه این وعده اختصاص به « السابقون الأولون » از مؤمنین ندارد؛ بلكه عام است و شامل هر مؤمن صالح و شایسته كردار مى‌شود؛ همچنانكه در آیه 72 سوره توبه مى‌فرماید:

وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها وَمَساكِنَ طَیِّبَةً فی‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیم‏.

خداوند به مردان و زنان با ایمان، باغ‌هایى از بهشت وعده داده كه نهرها از زیر درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و مسكن‏‌هاى پاكیزه‏اى در بهشت‌هاى جاودان (نصیب آن‌ها ساخته) و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه این‌ها) برتر است و پیروزى بزرگ، همین است!

بى تردید این وعده الهى به مؤمنین هرگز سبب عصمت آن‌ها نشده و آن‌ها را از خطا و لغزش باز نخواهد داشت؛ از این رو هرگز نمى‌تواند به صورت مطلق و دائمى باشد؛ بلكه خشنودى خداوند از آن‌ها و در نتیجه رفتن به بهشت، بستگى به آینده آن‌ها و انجام عمل صالح دارد.

عالم نامدار و اندیشمند بزرگ اسلامى شیخ طوسى رضوان الله تعالى علیه در این باره مى‌نویسد:

على أنهم لو كانوا هم المعنیین بالآیة [ السبق الی الإسلام لا الإیمان و السبق الظاهری لا الباطنی] لم یمنع ذلك من وقوع الخطأ منهم و لا أوجب لهم العصمة لأن الرضی المذكور فی الآیة و ما أعد الله من النعیم إنما یكون مشروطا بالإقامة على ذلك و الموافاة به، و ذلك یجری مجرى قوله " وعد الله المؤمنین والمؤمنات جنات تجری من تحتها الأنهار " (التوبة / 72) و لا أحد یقول إن ذلك یوجب لهم العصمة و لا یؤمن وقوع الخطأ منهم بل ذلك مشروط بما ذكرناه و كذلك حكم الآیة.

اگر در این آیه مقصود معناى ظاهر آن باشد كه سبقت در مسلمانى است، نه معناى باطنى كه افزون بر اسلام، سبقت در ایمان نیز لازم و مقصود است، این تفسیر از آیه باعث دور بودن از خطا و اشتباه و عصمت آنان نمى‌شود؛ زیرا رضایت خداوند و آنچه از نعمت‌هاى بهشتى وعده داده است مشروط به پایدارى در دین و وفادار ماندن به شرایط است، این سخن در حقیقت مانند این آیه است كه فرمود: خداوند به مردان و زنان مؤمن بهشت‌هایى وعده داده است كه نهرها از زیر آن جارى است، كه البته صرفا نام مؤمن و مسلم را یدك كشیدن باعث مصون ماندن در برابر خطاها و اشتباهات نخواهد بود؛ بلكه ورود به این جایگاه پر از ناز و نعمت بدون محقق شدن شرایط آن میسر نخواهد شد.

الطوسی، الشیخ أبو جعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفای460هـ) الرسائل العشر، ص 128، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین ـ قم.

در سوره بینه به صراحت اعلام مى‌دارد كه شرط ورود به بهشت و رضوان ابدی، انجام اعمال صالح است:

إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئكَ هُمْ خَیرُْ الْبرَِیَّةِ. جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبهِِّمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تجَْرِى مِن تحَْتهَِا الْأَنهَْارُ خَلِدِینَ فِیهَا أَبَدًا رَّضىِ‏َ اللَّهُ عَنهُْمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ ذَالِكَ لِمَنْ خَشىِ‏َ رَبَّه‏. (البینة / 7 و 8)

افرادى كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات (خدا)یند! پاداش آن‌ها نزد پروردگارشان باغ‌هاى بهشت جاویدان است كه نهرها از زیر درختانش جارى است همیشه در آن مى‏مانند! (هم) خدا از آن‌ها خشنود است و (هم) آن‌ها از خدا خشنودند و این (مقام والا) براى كسى است كه از پروردگارش بترسد!

چگونه مى‌شود خداوند از افرادى اعلام رضایت دائمى نماید كه هر لحظه امكان سرزدن خطا و انجام اعمال غیرصالح براى آن‌ها وجود دارد؟ آیا این اعلام رضایت به معناى تأیید اعمال خلاف شرع آن‌ها نیست؟ و‌ آیا چنین وعده‌اى به منزله نشان دادن چراغ سبز به آن‌ها نخواهد بود و آن‌ها نسبت به انجام اعمال ناشایست ترغیب نخواهند شد؟

شیخ بزرگوار علامه طوسى رحمة الله علیه در این باره مى‌نویسد:

و أیضا فإنه لایجوز أن یكون هذا الوعد غیر مشروط و أن یكون على الإطلاق إلا لمن علم عصمته و لایجوز علیه شئ من الخطأ، لأنه لو عنى من یجوز علیه الخطأ بالإطلاق و على كل وجه كان ذلك إغراء له بالقبیح و ذلك فاسد بالإجماع، و لیس أحد یدعی للمذكورین العصمة فبطل أن یكونوا معنیین بالآیة على الإطلاق.

برداشت و تفسیر صحیح آیه این است كه ورود به بهشت بدون شرط و مطلق نیست؛ مگر براى افرادى كه متصف به ویژگی عصمت باشند و خطائى از آنان سر نزند، و اگر این وعده كه با قطعیت و حتمى بودن اعلام شده افراد خطاكار را هم شامل شود، نتیجه آن وادار كردن افراد به ارتكاب خطا و اشتباه است با این توجیه كه مى‌گوید: من كه از نجات یافتگان هستم؛ پس آزادم. و این عقیده و فكر به اجماع همگان فاسد است، و از طرفى هیچ كس براى افراد مورد نظر در آیه (السابقون الاولون) ادعاى عصمت نكرده است؛ پس بنا بر آنچه گفته شد آنان نمى‌توانند از مصادیق آیه باشند.

الطوسی، الشیخ أبو جعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفای460هـ) الرسائل العشر، ص 128، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین ـ قم.

این مطلب از سیاق آیه « السابقون الأولون » نیز به خوبى استفاده مى‌شود؛ زیرا آیات پیش و پس آن در مذمت منافقین وارد شده و آن‌ها را به خاطر اعمال زشت شان مذمت كرده است. پیش از آیه مى‌فرماید:

الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَ نِفَاقًا وَ أَجْدَرُ أَلَّا یَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ عَلىَ‏ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ. وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَن یَتَّخِذُ مَا یُنفِقُ مَغْرَمًا وَ یَترََبَّصُ بِكمُ‏ُ الدَّوَائرَ عَلَیْهِمْ دَائرَةُ السَّوْءِ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. (التوبه / 97 و 98)

بادیه‏‌نشینان عرب، كفر و نفاقشان شدیدتر است و به ناآگاهى از حدود و احكامى كه خدا بر پیامبرش نازل كرده، سزاوارترند و خداوند دانا و حكیم است!

گروهى از (این) اعراب بادیه‌‏نشین، چیزى را كه (در راه خدا) انفاق مى‏‌كنند، غرامت محسوب مى‌‏دارند و انتظار حوادث دردناكى براى شما مى‏‌كشند حوادث دردناك براى خود آن‌هاست و خداوند شنوا و داناست!

و بلافاصله پس از آن نیز مى‌فرماید:

وَمِمَّنْ حَوْلَكمُ مِّنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُواْ عَلىَ النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نحَْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبهُُم مَّرَّتَینْ‏ِ ثمُ‏َّ یُرَدُّونَ إِلىَ‏ عَذَابٍ عَظِیم‏.

و از (میان) اعراب بادیه‌نشین كه اطراف شما هستند، جمعى منافقند و از اهل مدینه (نیز)، گروهى سخت به نفاق پاى بندند. تو آن‌ها را نمى‌‏شناسى؛ ولى ما آن‌ها را مى‌شناسیم. بزودى آن‌ها را دو بار مجازات مى‌‏كنیم سپس به سوى مجازات بزرگى (در قیامت) فرستاده مى‌‏شوند.

این آیه صراحت دارد كه در میان اهل مدینه نیز منافقانى وجود داشته است، حال چگونه ممكن است كه خداوند به عده‌اى وعده قطعى بهشت بدهد و بلافاصله به همان‌ها گوشزد نماید كه در میان شما منافقینى هستند كه شما آن‌ها را نمى‌شناسید و به آن‌ها وعده دو بار عذاب كردن بدهد؟

در نتیجه: منظور خداوند این نیست كه هر كس جزء اولین كسانی باشد كه مسلمان شده است؛ حتى اگر پس از آن ایمانش را از دست بدهد و هیچ عمل صالح نیز انجام ندهد، فقط به همین دلیل كه جزء اولین مسلمانان بوده است، خدا از او براى همیشه راضى است، و هرگز از او خشمگین نمى‌‏شود هر چند كه زشت‌ترین اعمال را انجام داده باشد.

رضایت دائم، با آیات دیگر در تضاد است:

اگر رضایت خداوند از آن‌ها مقید به عمل صالح نباشد و آن‌ها بدون قید و شرط ( چه بعدها عمل صالح انجام دهند و چه كارهاى زشتى مرتكب شوند ) به بهشت بروند، آیات بسیارى از قرآن كریم تكذیب خواهد شد؛ از جمله خداوند در آیه 7 و 8 سوره زلزله مى‌فرماید:

وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَه‏.

هر كس هم‌وزن ذرّه‏اى كار بد كرده آن را مى‌‏بیند!

اگر ادعاى جماعت عمریه پذیرفته شود، باید بگوییم كه تمام مردم،‌ نتیجه اعمال بد خود را خواهند دید، مگر آن‌هایى كه با پیامبر هجرت كرده‌اند كه اعمال بد آن‌ها حساب نشده و رضایت خداوند از آنان دائمى است! و این مطلب با این آیه و آیات دیگر قرآن در تضاد است.

اصلاً گناه افرادى كه بعدها به دنیا آمده‌اند چیست كه باید ذره ذره اعمالشان، محاسبه شده و در برابر آن‌ها حسابرسى شوند؛ اما « السابقون الأولون » فقط به این دلیل كه در صدر اسلام زندگى مى‌كرده‌اند، هیچ یك از گناهانشان محسوب نشده و بی‌حساب به بهشت بروند؟!

و نیز خداوند در سوره حجرات مى‌فرماید:

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیر. (الحجرات / 13)

گرامى‌‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است‏!.

اگر قرار باشد كه پیشى گیرندگان مهاجر و انصار بدون قید و شرط؛ چه تقواى الهى پیشه كنند و چه اعمال ناشایست انجام دهند؛ در عین حال گرامى‌ترین افراد نزد خداوند باشند، این آیه و بسیارى دیگر از آیات قرآن تكذیب خواهد شد!

و نیز اگر رضایت خداوند در این آیه مطلق باشد، باید تمام آیات قرآن را كه درباره وعده و وعید و جزا و پاداش نازل شده است، تخصیص بزنیم. یعنى از هر كسى گناهى سر بزند، مجازات خواهد شد؛ مگر (السابقون الأولون) كه آن‌ها حتى اگر مرتد و یا منافق نیز بشوند‌، مجازات نخواهند شد.

قبول این مطلب برابر است با لغویت شریعت و فرمان‌هاى خداوند؛ زیرا ثابت مى‌شود كه (السابقون الاولون) چه به شریعت اسلام پایبند باشد و چه نباشند، خداوند آن‌ها را به بهشت خواهد برد.

اگر منظور آیه این باشد كه افرادى كه جزء (السابقون الأولون) بوده‌اند، هیچگاه گناه نكردند و لغزشى از آن‌ها صورت نگرفت و معصوم از دنیا رفتند، با اعتقادات جماعت عمریه نمى‌سازد و انكار بدیهیات خواهد بود.

و اگر بگوییم كه منظور خداوند آن است كه آن‌ها گناه كردند، ستم كردند، مرتكب فسق و فجور شدند؛ اما در عین حال باز هم خدا از آن‌ها راضى است و آن‌ها را به بهشت خواهد برد، با بسیارى دیگر از آیات قرآن كریم در تضاد خواهد بود؛ زیرا خداوند در آیه 96 توبه مى‌فرماید:

فَإِنَّ اللَّهَ لا یَرْضى‏ عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقین‏.

خداوند (هرگز) از جمعیّت فاسقان راضى نخواهد شد!

و نیز در آیه 57 و 140 سوره آل عمران مى‌فرماید:

وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمین‏.

خداوند، ستمكاران را دوست نمى‌‏دارد.

اگر ادعاى جماعت بكریه را بپذیریم، باید بگوییم كه خداوند از فاسقان و ستمگران راضى نیست؛ مگر از آن‌هایى كه با پیامبر هجرت كردند كه خداوند براى همیشه از آن‌ها راضى است و فسق و فجور آن‌ها هیچ تأثیرى در رضایت خداوند نخواهد داشت!!

و یا خداوند در سوره یونس مى‌فرماید:

وَ الَّذینَ كَسَبُوا السَّیِّئاتِ جَزاءُ سَیِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ كَأَنَّما أُغْشِیَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّیْلِ مُظْلِماً أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون‏. (یونس / 27)

افرادى كه مرتكب گناهان شدند، جزاى بدى به مقدار آن دارند و ذلّت و خوارى، چهره آنان را مى‌‏پوشاند و هیچ چیز نمى‏تواند آن‌ها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (چهره‏‌هایشان آن چنان تاریك است كه) گویى با پاره‌‏هایى از شب تاریك، صورت آن‌ها پوشیده شده! آن‌ها اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند!

و نیز در سوره زخرف مى‌فرماید:

إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فىِ عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُون‏. (الزخرف / 74)

مجرمان در عذاب دوزخ جاودانه مى‏‌مانند.

اگر ادعاى جماعت مخالفین درست باشد، باید بپذیریم كه خداوند هر كسى را كه مرتكب گناه شود، مجازات مى‌كند، ذلت و خوارى چهره آنان را مى‌پوشاند، اهل دوزخ هستند و ...؛ مگر افرادى كه جزء (السابقون الأولون) هستند كه آن‌ها هیچ یك از گناهانشان محسوب نشده و هرگز به جهنم نخواهند رفت؛ حتى اگر گناه اولین و آخرین بر گردن آن‌ها باشد!

 

ادامه دارد ...


طبقه بندی: پاسخ به شبهات مخالفین، ابوبكر بن ابی قحافه، عمر بن خطاب، اصحاب رسول خدا (ص)،
برچسب ها: ابوبكر، عمر، صحابه، عدالت صحابه، السابقون الاولون، مهاجرین، انصار، رضایت خدا، وعده بهشت، فوز عظیم،

  • تهران
  • عطسه
  • ضایعات